Skip to main content
فهرست مقالات

گفتگویی ویژه با جان فورد

مصاحبه کننده:

مصاحبه شونده:

مترجم:

(4 صفحه - از 118 تا 121)

خلاصه ماشینی:

"و وقتی‌ که فورد هم از جدش گفت که ارتش بریتانیا را ترک کرده و به‌ آمریکا آمده،فهمیدم که موفق شده‌ام-هرچند که شیرین‌کاری‌ام‌ چندان چشمگیر هم نبود(از یک ولزی بیش از این هم نمی‌توان‌ انتظار داشت). من یک چیز گفتم راجع‌ به این‌که فیلم‌های خیلی زیادی ساخته،و او گفت که چون‌ «پس‌زمینهء نژادی اصیلی»دارم،می‌توانم با او مصاحبه کنم،و بعد اضافه کرد:«وگرنه بهت می‌گم که بروی به جهنم. »حرف زدن با فورد مثل‌ این بود که برای جویدن تنباکو و خوردن چای توی فنجان حلبی، با یکی از«برادران ارپ»کنار دلیجان چمباتمه زده باشی. چشم سالمش مثل چشم اژدها به‌ آدم دوخته می‌شد-البته وقتی نگاهت می‌کرد،که معنایش این‌ بود که یک چیزی تحریکش کرده است. مرا وادار کرد که‌ سؤال‌ها را بارها برایش فریاد بکشم(این گوشم دیگر هیچی‌ نمی‌شنود)،یا حتی برای این‌که متوجه شود،کلمات را برایش‌ هجی کنم. آدم شک می‌کند که شاید فورد از این سنگینی گوش‌ لذت می‌برد،چون این‌جوری می‌تواند وانمود کند که سؤال‌های‌ ناخوشایند را نشنیده است؛بخصوص که از روی احتیاط مرا سمت گوش سنگینش نشانده بود. ولی با دیدن‌ فورد به این فکر نمی‌افتید که او در گذشته زندگی می‌کند؛ حتی وانمود می‌کند که موضوع بعضی فیلم‌هایش را هم به یاد ندارد(همکارانش می‌گویند تک‌تک‌نماها را در ذهن دارد). حالا قلب ارغوانی چندان مهم‌ نبود،از آنها زیاد توی خانواده‌مان داریم،ولی نشان ستارهء نقره‌ای برای آن پسر افتخار بزرگی بود. *راجع‌به این‌که وین بعد از این همه سال بالاخره جایزهء اسکار گرفت،چه فکر می‌کنید؟ *فکر نمی‌کنی سؤال بی‌فایده باشد؟ *فیلم True Grit را دیدید؟ *اوم-اوم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.