Skip to main content
فهرست مقالات

رازهای هیجان آفریدن: درس هایی برای نوشتن فیلم نامه های اکشن

نویسنده:

مترجم:

(4 صفحه - از 142 تا 145)

کلید واژه های ماشینی : فیلم، تماشاچی، قهرمان، اکشن، پلیس‌ها، بیننده، بیب، چرخش داستانی، سرنخ‌ها، کیمبل

خلاصه ماشینی:

"حالا دیگر همه‌چیز امن و امان است!یکی‌ از جانی‌ها با بی‌سیم همراه خود به همکارش تماس می‌گیرد و می‌گوید که قهرمان فیلم با یک وانت فرار کرده،او می‌تواند طرف را تعقیب کند یا نه؟قاتل در جواب می‌گوید:«احتیاجی نیست‌ دنبالش بری. وقتی که سرانجام قهرمان ما با فرد خبیث رودرو فرض کنید که جانی مربوطه هفت‌تیرش را بالا می‌آورد و هدف‌ می‌گیرد،خبر بتر!ولی قهرمان‌ ما اسلحهء خالی خود را به‌ طرف او پرت می‌کند و اسلحه‌ به صورت مرد می‌خورد،خبر خوش!ولی یارو به خودش‌ می‌آید(از آن جانی‌های قلدر است)و دوباره نشانه می‌گیرد. وقتی شما به کل ماجرای این اپیزود فکر می‌کنید قضایای‌ «سورپریز پارتی»جریانی منطقی است که امکان دارد در سال‌روز تولد قهرمان ما اتفاق بیفتد... وقتی به جنبهء انحرافی قصه فکر می‌کنیم،متوجه می‌شویم که‌ تا چه حد ظریف و شکننده است:واقعا عجیب نیست اگر پلیس‌ شما را درحال رانندگی دستگیر کند و به خاطر ارتکاب جنایی که‌ مرتکب نشده‌اید،دستگیر کند؟پلیس‌ها با تهدید به کتک زدن و اعتراف گرفتن از شما،به نظرتان شتاب‌زده عمل نمی‌کنند؟کل‌ ماجرای دستگیری به نظر منطقی نمی‌رسد. بهترین راه به وجود آوردن یک چرخش داستانی این است:با منحرف کردن توجه بیننده و پیش‌بینی‌های غلط او،توجه او را از روند منطقی داستان به‌سویی دیگر جلب کنید... آن‌چه در این صحنه‌ بیننده را شوکه می‌کند برهنگی یا خشونت بی‌پردهء آن نیست،بلکه‌ این مسئله است که قهرمان اصلی ماجرا نیمه راه فیلم کشته‌ می‌شود. اگرچه من کشتن‌ شخصیت اصلی را به شما پیشنهاد نمی‌کنم(چون کمی افراطی‌ است)ولی به قتل رساندن همراه،دختر مورد علاقه یا کشتن غیر منتظره یکی از نزدیکان قهرمان داستان،شوک‌های خوبی به بیننده‌ وارد می‌آورد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.