Skip to main content
فهرست مقالات

کاوشی بنیادین در باب مدرنیته و سنت

مصاحبه کننده:

مصاحبه شونده:

(17 صفحه - از 147 تا 163)

کلید واژه های ماشینی : مدرنیته، مدرن، سنت، خدا، نفس، دکتر مددپور، دین، انسان، نقد، تجدد، خداوند، اندیشه حوزه، غرب، معنی، باب مدرنیته و سنت، فلسفه، جهان، نفس انسان، ساحت قدس، امام، سنت و مدرنیته، حالت، کتاب، عالم مدرنیته، تجدد نفسانی نو شدن، حال، نفس انسان دائرمدار عالم، اصل، مدرنیته نفس، نقدهای مدرن

خلاصه ماشینی: "در عصر مدرنیته نفس، خودبنیاد می‌شود و به خود واگذار می‌گردد، باید خود، کار خودش را تمشیت کند، نیاز به هیچ چیزی ندارد و برای اولین بار انسان کوس اناالحق می‌زند، نه اناالحق فرعونی و حتی بالاتر، در واقع خودش را رها می‌کند از همه بنیادها و همه عناصر و عواملی که در جهان می‌تواند او را محدود کند. حال سؤال قبلی ما هم ناظر به همین مسأله بود که آیا چنین تلقی‌ای درست است و آیا هر کهنه‌ای مقبول سنت است و از آن طرف هر نویی مورد پذیرش مدرنیته؟ به طور کلی ملاک مقبولیت در این دو عالم چیست؟ دکتر مددپور: در مدرنیته ملاک نقادی و نفسانیت عقلانی است؛ یعنی در مدرنیته، نفس مبنا و مبدأ است؛ من در جهان تصمیم می‌گیرم، من طرح می‌ریزم و من هستم که خدایم. اندیشه حوزه: ممکن است توضیح دقیقی بفرمایید درباره این نفس و این که منظورتان از نفسانیات در این بحث چیست؟ آیا بعد اخلاقی نفس مدنظر شماست؟ دکتر مددپور: خیر، به معنی اخلاقی نمی‌گویم، بلکه نفس به معنای استعلائی و فلسفی و متافیزیکی آن در نظر است؛ یعنی نفسی که در واقع مانند خدا است برای انسان؛ همان شأنی که خداوند دارد، این نفس و این خود دارد. چارواکا هم به یک معنی اومانیستی بودند، یونانیها هم اومانیسم بودند، اما اومانیسم محصول مدرنیته و در رنسانس است که انسان خود را به جای خدا می‌گیرد، خود را خدا می‌بیند، خود را اصل و بنیاد عالم می‌گیرد، اصلا عالم را براساس خوداندیشی و خویش‌اندیشی و خودانگاری می‌بیند، نفس دائرمدار عالم می‌شود، من مانند خدا می‌شود، این جا دیگر من اخلاقی نیست که اشتباه می‌کند و بعد باید اصلاح کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.