Skip to main content
فهرست مقالات

کابوس هایی که در بیداری به سراغ انسان می آیند بررسی نمایشنامه شب آوازهایش را می خواند

نویسنده:

(4 صفحه - از 66 تا 69)

خلاصه ماشینی:

"خودکشی مرد جوان در پایان‌نمایشنامه، بیش از آنکه ناشی از خیانت‌زنش باشد، به شناخت ناگهانی او ازبیهودگی و پوچی شخصیت و زندگیش‌ارتباط پیدا می‌کند: او در طول نمایشنامه،همواره به طور مستقیم و غیرمستیم مواظب‌همسرش بوده است. این ترفندکنایه‌آمیز به نگاه بیرونی »فوسه«برمی‌گردد و صرفا یک راهنمای محتوایی‌است برای کارگردان تا قبل از روی صحنه‌بردن نمایش از رابطه غیر عاطفی زن و مردجوان (که عمدا از عنوان‌های مادر و پدرمحروم شده‌اند) با بچه‌شان آگاه شود، پدربزرگ و مادر بزرگ وقتی برای دیدن‌نوه‌شان به خانه پسرشان )مرد جوان(می‌آیند و بچه را مشاهده می‌کنند، جامی‌خورند و سردرگم می‌شوند. زن جوان با آنکه مادر شده است‌احساسات و عواطف مادری از خود نشان‌نمی‌دهد، طوری که گویی این بچه ثمره‌عشق نیست، ناخواسته به وجود آمده ومانند یک شی‌ء اضافی روی دست آنهامانده است. او به نوعی‌می‌خواهد حق تعلق شوهر به زندگی‌فعلی‌اش را انکار کند و برای فهماندن این‌موضوع شیوه بیان غیر مستقیم رابرمی‌گزیند: ۩زن جوان: دیدی؟ دیدی هیچ کس دوس‌نداره بیاد این جا؟ حتا پدر و مادر خودتم‌دوس ندارن. در حقیقت نوعی «پارودی» ازنمایشنامه‌های دیگر به شمار می‌رود، حتی‌به جرئت می‌توان گفت که به بازسازی‌دراماتیک یکی از رویدادهای ژورنالیستی‌صفحه حوادث شباهت دارد که «فوسه»ی‌هوشمند و توانا آن را از شکل صرف خبری‌و روایی درآورده، دراماتیزه کرده و باحضور زنده و عینی پرسوناژها به آن جانی‌واقعی بخشیده است. از این رو «پرداخت»و«بازنمایه» موضوع نمایش، به گونه‌ای‌جسارت‌آمیز هنرمندانه، موجز و رئالیستی‌انجام شده است و ما را با دیدگاه، سبک ودغدغه‌های انسانی و اجتماعی «یون فوسه»آشنا می‌کند: او با نشان دادن و عریان کردن‌واقعیت‌های تلخ زندگی، پرده از روی «ساده‌نگری» بیمار گونه جامعه برمی‌دارد و بانگاهی به بیرون، و گاه به درون آدم‌ها، به‌شناخت علل حادثه تراژیک نمایش وروانکاوی پرسوناژهای آن می‌پردازد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.