Skip to main content
فهرست مقالات

تجربه های کانسپتچوال اخیر!: نگاهی به نمایش «زمزمه مردگان»

نویسنده:

(3 صفحه - از 59 تا 61)

خلاصه ماشینی:

"حتی، حضور مراد، برای نخستین‌بار درحالی‌که با شخص ذهنی در حال حرف زدن است بر جذابیتهای این فضا می‌افزاید اما در ادامه، تهی بودن روایت اثر، از لایه‌های عمیق و در سطح ماندن این ساخت و کار، نمایش را در جهت گسترش مفاهیمی هدایت می‌کند که بیشتر علاقمندیهای دیداری خویش را دنبال کرده و موجب عدم پیشروی اثر در حوزه روایتگری می‌شود، چرا که هر چه بیشتر در جا می‌زند تا بتواند به فریبندگی ظاهری‌اش تأکید کند. این امر را در بطن خویش می‌توان به دوگونه تفسیر کرد: 1ـ اگر هنر تئاتر را در عصر حاضر، هنری بدانیم که پس از تأثیرات خواسته و ناخواسته‌اش از سینما و دیگر هنرها به ماهیتی چند وجهی دست یافته است و یکی از وظایفش نیز در این رهگذار ارائه مفاهیم صرف است، پس می‌توانیم زمزمه مردگان را یک نمایش کانسپچوال قلمداد کنیم که حداقل در بهره‌گیری از بسیاری از عناصر فضاساز موفق ظاهر شده است. 2ـ اگر بخواهیم بر مبنای نگاهی «ناب‌گرا» هژمونی الگوهای دیگر هنرها را از تئاتر بزداییم، زمزمه مردگان به دلیل میدان دادن به چنین عناصری و غافل شدن از ساخت و کار یک اثر دراماتیک ـ به معنای کنش‌مند آن ـ اثری است که می‌بایست به بازتعریف ادبیات خویش بپردازد و فقط تصاویر شگفتش را در جهت خلق یک فرآیند دراماتیک کافی نداند. اگر اثر سیامک احصایی را بر مبنای هر یک از دو پیش فرض ذکر شده مورد بررسی قرار دهیم، باز هم از لحاظ بهره‌مندی آن از الگوهای «تعریف ناپذیر» کانسپچوال آرت با نوعی شتابزدگی و شیفتگی مواجه‌ایم، چرا که هر یک از این عناصر همواره شکل مجرد خویش را در هر صحنه حفظ می‌کند و ارتباطی پویا با یکدیگر ـ در کلیت اجرا ـ برقرار نمی‌کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.