Skip to main content
فهرست مقالات

نقد کتاب: نمادهایی از معناگریزی غایت یافتگی و عصیان: نقد و بررسی نمایشنامه حکومت نظامی

نویسنده:

(3 صفحه - از 41 تا 43)

خلاصه ماشینی:

"(صفحة 52) با توجه به این حوادث مقدماتی و نیز طرح کلی موضوع نمایشنامه، درمی‌یابیم که زمینة ترس و وحشت یا همان اجبار و تنگناهای زندگی اجتماعی، به شکل نوعی نظامی‌گری و سرکوب مردم جلوه‌گر و فراهم آمده است، اما ذهن پرسوناژها به قدری از توازن معنایی و اعتدال روحی خارج شده که منشأ محدودیتها و زندانی شدن در این دنیا را به آسمان و نیروهای ماوراءالطبیعه نسبت می‌دهند (صفحه‌های 23 و 24). (صفحة 32) این جعل و جهل به‌تدریج جامعه را به ورطه‌ای «آخرالزمانی» سوق می دهد که البته در نمایشنامه «حکومت نظامی» به معنای پایان طبیعی و فیزیک جهان نیست، بلکه به معنای پایان فلسفی آن، یعنی پوچ شدن و فنای معنای آن است، از زبان «نادا»، یکی از پرسوناژهای این اثر، صراحتا اظهار می‌شود: «هنگام نابودی دنیا فرا رسیده است. از این لحاظ، موضوع در ک‍لیت خود بر پرسوناژها ارجعیت دارد، زیرا موضوع در خدمت پرسوناژها نیست، بلکه آنها در خدمت موضوع‌اند تا پیام سیاسی، اجتماعی و مخصوصا فلسفی نویسنده همانند یک «مانیفست فلسفی» به صورت برداشتها و تفسیری نو از انسان معاصر، زندگی و مرگ و مجموعة جهان هستی، به خواننده یا تماشاگر ارائه شود و او در نهایت به انکار و تقابل و تعارض با آنچه که هست، به نیستی و بی‌معنایی زندگی و حتی خودش بیندیشد و بپرسد که چرا باید انسان و جهان به چنین پایان غم‌انگیز، فاجعه‌بار و هراسناکی رسیده باشند. (صفحة 192) در پایان نمایشنامه، «دیه‌گو» که تنها مرد شجاع و فداکار نمایشنامه است، برای زنده ماندن محبوبش (ویکتوریا) جانش را فدا می‌کند تا زنانی همچون او که به کمال رسیده‌اند، زنده بمانند و به‌عنوان مادر به بهبود جهان کمک کنند؛ او خطاب به «ویکتوریا» که در حال جان کندن است و نجاتش به اهدای جان او بستگی دارد، می‌گوید: این دنیا به تو احتیاج دارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.