Skip to main content
فهرست مقالات

بدترین راه ممکن: نقد «تنها راه ممکن»

نویسنده:

(2 صفحه - از 71 تا 72)

کلید واژه های ماشینی : اپیزود، نمایش، تئاتر، نقش پیرمرد اپیزود پژواک، مهران صوفی، مهاجرت، خانواده، پژواک، خنده، جوان، بدترین راه ممکن، مهندسی، موضوع اپیزود، تئاتر معاصر، آدمهای، نگاه، پیرمرد، نمایش ن‍ه اپیزود، اپیزودهای نمایش، موضوع، موضوع مهم دغدغه‌های مهاجرت، عنوان اپیزود، معاصر، اهالی تئاتر، زندگی آدمهای معاصر، اتفاق، زندگی، ضرب‌المثل سرخ‌پوستی، پیرمرد مهندسی، صحنه نمایش

خلاصه ماشینی: "پیرمرد مهندسی که دچار آلزایمر شده و همه اطلاعات مربوط به خود و خانواده‌اش را فراموش کرده و به طور اتفاقی و از سر ترحم مهمان خانواده یک راننده تاکسی می‌شود که همسرش در مهد کودک کار می‌کند موضوع اپیزود بعدی با عنوان «پژواک» است. با این‌همه، آنچه در اپیزود «پژواک» اتفاق می‌افتد، بسیار پذیرفتنی است، هوشمندی نویسنده در طرح موضوع از دست دادن هوی‍ت در زندگی ماشینی معاصر، جلوه‌ای ستایش‌آمیز دارد، به‌ویژه آنجا که در جمله‌ای کوتاه، پربار و گویا، پیرمرد در پاسخ سؤال رانندة تاکسی که از او نامش را سؤال می‌کند می‌گوید: «نمی‌دانم. اگر این گفته یکی از شخصیتهای تحمیلی نمایش که با زور خود را به جمع اهالی «منطقه آزاد» وارد می‌کند تا با عیان کردن گذشته آقای دکتر که به اصطلاح قصد هدایت جوانها را دارد مبنای نتیجه‌گیری قرار دهیم که: اگر فقط آدمهای خوب زنده باشند، آن‌وقت دنیا را پاکی و خوبی فرا خواهد گرفت، تازه به ابتدای تحلیلی می‌رسیم که ب‍ن‌مایه آن نیازمند بازخوانی مجدد فلسفه حیات است!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.