Skip to main content
فهرست مقالات

عشق، فقر، مهاجرت! تمام حرف من این بود!

مصاحبه کننده:

مصاحبه شونده:

(3 صفحه - از 35 تا 37)

کلید واژه های ماشینی : نمایش، تئاتر، مهاجرت، درمانی، تماشاگر، روانی، نمایش‌نامه، کارگردان، بازیگر، دراماثروپی، میلر، کارگردان تئاتر و کارگردان درمان‌گر، منتقدین، اجرا، مشکلات، آثار، کارگردان تئاتر، نقد، دراماثروپی درمان‌گر جزء بازی، کار، فکر، درمان‌گر، مسئله، چشم‌اندازی از پل، آرتور میلر، بازیگران نمایش اجرا، تئاتر درمانی، کار تئاتر، نمایش دراماثروپی، آثار میلر

خلاصه ماشینی: "ولی کسی که برای درمان پیش من می‌آید بدیهی است که انتظار ندارد تئاتر روی صحنه ببرم. برای همین تفاوت بین کارگردان تئاتر و کارگردان درمانگر در این است که او نمایش را برای بردن روی صحنه آماده می‌کند تا تماشاگر تخلیه روانی شود، ولی در اینجا ما نمایش را برای تخلیه روانی آدمهای نمایش آماده می‌کنیم. پس می‌توانیم این نتیجه را بگیریم که نمایشنامه‌نویس هم در واقع در وهلة اول به نوعی برای خودش تئاتردرمانی می‌کند ولی در مرحله بعد وقتی تماشاگر نمایش او را می‌بیند بر اثر تأثیر نمایش، تلطیف روحی می‌شود. این چه چیزی را می‌رساند؟ جز اینکه این اثر به دلیل رابطه حسی و متن فوق‌العاده با تماشاگرش ارتباط برقرار کرده بود؟ نمایش «چشم‌اندازی از پل» هم یک جوری همان حال و هوا را برای خیلی از کسانی که نمایش قبلی مرا دیده بودند زنده کرد. نه اینکه بگویم من به بازیگرانم سخت می‌گیرم و آنها هیچ اراده‌ای ندارند، و همه‌اش من هستم که کار را پیش می‌برم، بلکه همان‌طور که گفتم به فضایی که پشت صحنه به وجود می‌آید خیلی اهمیت می‌دهم. نظر منتقدین در این رابطه چه بود؟ شما چقدر به نگاه منتقدین توجه می‌کنید؟ متأسفانه باید بگویم امروز در تئاتر ما همه منتقدند. چطور ممکن است چنین سؤالهایی از سوی منتقدین مطرح شود؟ وقتی یک منتقد با چنین سوادی که حتی نمی‌داند «سووشون» نوشتة سیمین دانشور است یا «جلال آل احمد» به خودش جرئت می‌دهد و نقد می‌نویسد، خوب چه انتظاری از وضعیت نقد این کشور دارید؟ مشکلات زیاد است، مثل همه چیز که در جامعه داریم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.