Skip to main content
فهرست مقالات

نقد کتاب: فرضیه صفر: نقد «ویتسک»

نویسنده:

(4 صفحه - از 24 تا 27)

کلید واژه های ماشینی : ویتسک، نمایش‌نامه، نمایش، سروان، پرسوناژهای، بوخنر، دیالوگ، سرباز، دنیا، عشق

خلاصه ماشینی:

"بیست و هفت صحنه در یک نمایشنامه کوتاه 44 صفحه‌ای که می‌تواند همه حوادث آن هم در چند روز اتفاق بیفتد، نشانگر اصرار «بوخنر» بر این نکته است که «ویتسک» در همه جا و با همه کس هست، اما به هیچ جا و هیچ کس تعلق ندارد، او برای زندگی کردن و بودن با دیگران از تعامل و هم‌گرایی لازم برخوردار است؛ به «ماری» عشق می‌ورزد و حتی حاضر است از این عشق دفاع کند،‌ ریش سروان را می‌تراشد، مدیوم آزمایشی دکتر و آزمونی برای تئوریهای او می‌شود، دوستش را اغلب همراهی می‌کند و حساسیتهای لازم روحی و روانی را هم برای آنکه بتواند سربازی در خدمت همه باشد، داراست و «بوخنر» هم به همین دلیل یک سرباز را برای چنین نقشی برگزیده، اما واقعیت تلخ این است که کسی به او اهمیت نمی‌دهد، زیرا دیگران به خودشان هم اهمیت نمی‌دهند: «ماری» فقط برای مصرف شدن و لذت بردن زنده است، دکتر و سروان کار مهمی برای انجام دادن ندارند و اگر به کاری متوس‍ل می‌شوند، ‌برای گذراندن عمرشان است. راستی تو منو پاک گیج کردی، باشه، تو باعث شدی که من زودتر تموم کنم ـ خوب بعدش؟ حالا من این ده دقیقه وقت اضافی رو چه کارش کنم، ها؟» (صفحه 56) در نمایشنامه «ویتسک»، زندگی باری است بر دوش همه و نه فقط مایه سعادت بشر نیست، بلکه عامل بیهودگی، سرافکندگی و «هیچ شدن» آنها هم هست و «بوخنر» به مخاطب می‌فهماند که در چنین وضعی نباید دنبال زیبایی گشت، چون اگر حداقلی از آن هنوز وجود داشته باشد، آن هم با قربانی شدن انسانهایی همچون «ویتسک» و حتی دیگران، از این دنیا رخت بر می‌بندد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.