Skip to main content
فهرست مقالات

گفتگو: می خواهم از غربت برای شما بگویم

مصاحبه کننده:

مصاحبه شونده:

(3 صفحه - از 32 تا 34)

کلید واژه های ماشینی : تئاتر، صغیری، اتللو، زن، قلندرخانه، شریعتی، نگاه، پول، معاون، انقلاب، آدم، افراشته، خوشرو، ایرج صغیری، کار، اجرا، تئاتر کار، قبول، هزار تومان، کتاب، آقایی به‌نام آقای خوشرو، حالا، تئاتر اتللو، کتاب تئاتر چاپ، اتللو نگاه، به بوشهر، تومان منتظری، شریعتی نگاهش نسبت به زن، سالها صغیری، تئاتر انقلابی

خلاصه ماشینی: "یک ترفندی در دوران شاه اتفاق می‌افتاد که خیلی اندیشمندانه بود و تقریبا‌ همه هنرمندان ما را این ترفند می‌بلعید، هر کار را حکومت در رابطه با هنرمندان انجام می‌داد: یا هنرمندان وابسته به حکومت می‌شدند و می‌آمدند شکل تئاتری بریده از مردم‌ـ آوانگاردیم آن روزگار را در شکل مفرطش اجرا می‌کردند، یا ترفند دوم، به دام انداختن هنرمند خیلی ناخودآگاه، بدون اینکه هنرمند بفهمد که وجهه روشن‌فکری می‌شد یا اعتیاد داشتن، یا به مشروب پناه بردن که در اثر یأس است سالهای سیاهی که اخوان ثالث خیلی زیبا می‌گوید که: «بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی‌برگشت بگذاریم ببینیم ‌آسمان هر کجا آیا همین رنگ است» یک سیاهی عجیب و غریبی می‌گیرد که همه هنرمندان مأیوس می‌شوند و در این یأس‌آفرینی، نظام موفق می‌شود کسانی را که تفکر دارند و صاحب دیدگاه‌ا‌ند و من باور دارم در دو نمایش شما که خیلی هم جنجالی اجرا می‌شود مخصوصا‌ «قلندرخانه»، این نوع تفکر مبارزه وجود دارد. سؤال من این است آقای صغیری از هفده هزار تومان حسینیه ارشاد تا پانصد هزار تومان منتظری، چرا هیچ وقت به ماد‌یات فکر نکردید که خانه و زندگی داشته باشید، بعد کارتان را انجام دهید؟ حقیقت این است که فکر می‌کردم بالاخره جامعه به من احتیاج دارد حالا یک دوره‌ای مثل انقلاب بود که فکر می‌کردم دنبال من می‌آیند و پول تئاتری را که کار می‌کنم برای یک خانه بدهم و یا از کنار یک تئاتری که کار می‌کنم به من خانه بدهند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.