Skip to main content
فهرست مقالات

بازیهای نمایشی

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : قصاب، اتومبیل، بع، کدخدا، مرد، راننده، زن، بازیهای نمایشی، مطب، پدر‌سگ، آب، جاف‍ر، شربت، سوراخ، پای کدخدا قربانی، زن و مرد بچه، پاهای گوسفند، ماشین‌بوس، جافر، آفتابه، کدخدا سر می‌رسه، همرا‌ه آفتابه آب، زن و مرد سوار اتومبیل، کشتی، ناراحت، حالا، بریدن سر گوسفند، دکتر و‌تی خوب، زن و مرد پیاده، پدر‌سگ دروغگو

خلاصه ماشینی: "د‌ی‍ز، د‌ی‍ز (دیزی، قابلمه) بازیها : د‌ی‍‍ز‌ مرد اتومبیل‌سواران (گذرنده) راننده کودک دکتر این نمایش که هم زنان در مجالس خویش انجام می‌دهند و هم مردان، روایت مردی است که یک پای وی چلاق است و یک چشمش کور. د‌ی‍ز، د‌ی‍ز (دیزی، قابلمه) بازیها : د‌ی‍‍ز‌ مرد اتومبیل‌سواران (گذرنده) راننده کودک دکتر این نمایش که هم زنان در مجالس خویش انجام می‌دهند و هم مردان، روایت مردی است که یک پای وی چلاق است و یک چشمش کور. مرد: جاف‍ر، جاف‍ر م‍ریضی‍ه‌ دکتر: جافر؟ جافر چیه؟ مرد: (بچه را نشان می‌دهد) این... ٭٭٭ خانه‌: بچه خوابیده، و پدر و مادر بالای سر او، مادر چمچه‌ای به دست گرفته و شربت را در چمچه می‌ریزد و پدر دهان بچه را باز کرده و آن را در گلوی وی می‌ریزند، و بچه از بالا نعره می‌زند و از پایین بوق، و این عمل چند بار به نشانة چند روز متوالی انجام می‌گیرد، و سرانجام جافر، قالب تهی می‌کند، زن و مرد بنای گریه و شیون را می‌گذارند، و ناگهان مرد برای زن براق می‌شود. ٭٭٭ خانه‌: بچه خوابیده، و پدر و مادر بالای سر او، مادر چمچه‌ای به دست گرفته و شربت را در چمچه می‌ریزد و پدر دهان بچه را باز کرده و آن را در گلوی وی می‌ریزند، و بچه از بالا نعره می‌زند و از پایین بوق، و این عمل چند بار به نشانة چند روز متوالی انجام می‌گیرد، و سرانجام جافر، قالب تهی می‌کند، زن و مرد بنای گریه و شیون را می‌گذارند، و ناگهان مرد برای زن براق می‌شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.