Skip to main content
فهرست مقالات

تئاتر جهنمی شد / قسمت آخر

مصاحبه کننده:

مصاحبه شونده:

(3 صفحه - از 47 تا 49)

خلاصه ماشینی:

"البته بزرگ‌ترین ضربه‌ای را که در همان فاز اول خوردیم، این است که در برابر تئاتر که مدیر و برنامه و بودجه و جا نداشت سینما و به خصوص تلویزیون قرار گرفته بودند. بهترین هنرمندان تئاتری ما الان در سینما و تلویزیون هستند و تو ناچاری هر دفعه یک نیرو تربیت کنی و دو دستی تحویل بدهی و از نو دوباره تربیت بکنی این دایره بسته یک مقدار به دلیل نداشتن سیاستگذاریهای حمایتی، نداشتن سیاستهای مدیریتی و نداشتن سیاستهای تولیدی در تئاتر است و هر دفعه تو باید از صفر شروع کنی و هر دفعه تو باید بازیگر، نویسنده و طراح تربیت کنی و زمانی است که اسمی در کرد، دوباره به جایی دیگر می‌رود و همچنان تئاتر کم و بیش به صورت آماتور باقی می‌ماند و این چیزی است که ماحصل این سه دهه است و باید عوض بشود و باید یک جایی این روند متوقف شود. من برای چهره‌های فرهیخته و جست‌وجوگر که ذهن خل‍اق داشتند (در هر فصلی سه چهار تا کار خیلی خوب داشتیم) عمیقا احترام قائلم و معتقدم اینها هستند که تئاتر ایران را دیر یا زود ادامه می‌دهند و به یک شکل فرهنگی و هنری می‌رسانند. چند تا کار هست که البته خیلی موفق است، ولی کم تلاش کردند که تخصصشان را زیاد کنند؛ ولی از نظر تئاتر مذهبی باید بگویم که سخت‌ترین کار دنیا تئاتر مذهبی است. به نظر من بدترین معنی نمایشنامه‌خوانی این است که تو نمی‌توانی کار عملی بکنی و بودجه، امکانات و سالن هم نداریم پس نمایشنامه را بخوان و بیست نفر بیایند بنشینند و ببینند. تا بیایی به تئاتر شهر و برگردی چهار ساعت در راهی و توی این عصر، چهار ساعت برای طی طریق زیاد است و هیچ کس برایش به صرف نیست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.