Skip to main content
فهرست مقالات

نمایش ایران: طومار دو مجلس نقل عشق: روایتی جدید از نقل قصه های موسیقایی خراسان / قسمت آخر

نویسنده:

(3 صفحه - از 59 تا 61)

کلید واژه های ماشینی : مغول ،دختر ،مغول‌دختر ،عشق ،کاخ ،نقل ،دروازه ،خدا ،فیروزه ،آمد نازی ،مجلس نقل عشق ،شهر ،نازی مغول ،مغول‌یار ،مادر ،پدر مغول‌دختر ،صبح ،دختر مغول ،عاشق ،صدا پسر از کاخ فیروزه ،پسر همرا‌ه کاروان مغول‌دختر ،پسر پا در رکاب مغول‌دختر ،حاکم ،مغول‌دختر دید ،پدر مغول‌دختر بالا سر ،نقل قصه موسیقایی خراسان ،مغول‌دختر مغول‌یار ،آمد خرمن ،پسر حاکم فیروزه ،مغول‌دختر و پسر

خلاصه ماشینی:

"نقل پاشیدند و کل کشیدند و حنای آماده را به دستهای مغول‌دختر مالیدند و پسر که در تعقیب او بود، دزدانه هر طور بود خود را به نزدیکی محل رساند و با دیدن مراسم دوباره شروع کرد به خواندن: مغول‌دختر غلط کردم مگر فکر دگر کردم مغول نازی جفا کرده حنا بر دست و پا کرده عجب غوغا به پا کرده همه می‌گن خدا کرده بیا نازی مغول من بیا خرمن گل من خدا کرده، نصیب من خبر به حاکم رسید که چه نشستی که پسر، لحظه به لحظه به دنبال دختر است و جمع را، راحت نمی‌گذارد. کاروان شادی به پیشباز آمد و با جلال و شکوه تمام، مغول‌دختر و پسر وارد فیروزه شدند و همان شب جشن مفصلی به راه افتاد و آن دو عاشق و معشوق به هم رسیدند و تا صبح صدای پسر از کاخ فیروزه بلند بود که برای همسرش می‌خواند: مغول‌دختر گل غوزه که فردا عید نوروزه که عشق ما همین روزه تویی عروس فیروزه بیا نازی مغول من بیا خرمن گل من و این قصه از آن زمان توسط بخشیها نسل به نسل و دهان به دهان، سینه به سینه نقل و از فیروزه تا خیوه و بخارا و سمرقند و خوارزم و کرمان و سیستان و فارس و طبرستان رفت و بازگو شد و هر که توانست در آن به سلیقة خود و بنا به خ‍لق و خوی مردم منطقه‌اش چیزی اضافه کرد؛ ولی قصه همین بود و همین هست و همین خواهد ماند یا شاید بماند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.