Skip to main content
فهرست مقالات

نسلی که سر از غار بیرون می کند

مصاحبه شونده:

(16 صفحه - از 28 تا 43)

خلاصه ماشینی:

"اگر منطق کلاسیک در آن پیدا نمی‌شود شاید به خاطر همین نگاه من باشد،که سعی کردم‌ به اصطلاح عامیانه به هر سوراخی سر بکشم،این سرک کشیدن‌ به خانه‌های مختلف شاید تعریف‌های کلاسیک را نفی کرده، ولی به‌هرحال خود این سرک کشیدن با خودش تعریفی آورده‌ است که حالا دیگر وجود دارد،سعی کرده‌ایم تجربه‌اش‌ بکنیم. خودت‌ به هردوره چه عنوانی می‌دهی؟می‌خواهم ببینم آگاهی و هدف‌ خودت از این تجربه‌های شخصی و گروهی چیست؟ چرم‌شیر:قبل از این‌که دست به هر کار بزنم سعی می‌کنم‌ در حول‌وحوش آن سواد اندکی پیدا بکنم-این روحیه را تا امروز هم حفظ کرده‌ام-توی دوره‌ی اولیه هم،ابزوردنویسی به نوعی‌ رونویسی از کار کسانی بود که قبلا در فرنگ این کارها را کرده‌ بودند و فکر می‌کردم جایگاه خوبی است برای اینکه آدم شروع‌ کند به نمایشنامه‌نویسی. سوالم‌ این است که میان این وظایف اجتماعی،خودت شخصا از چه‌ چیز نوشتن«لذت»می‌بری؟ چرم‌شیر:ببین،من می‌خواهم در اجتماع خودم حرفی‌ برای گفتن داشته باشم،اما این داشتن حرف به این معنی نیست‌ که نعل‌به‌نعل وقایع اجتماعی را آن‌چنان‌که ممکن است برای‌ همه صورت پذیرفته باشد،بگیرم،روی آن کار کنم و به اجتماع‌ بازگردانم،که گفته باشم من هم در جریان قرار گرفته‌ام،تا بیایید ببینید من به چه شکل این واقعه را که همه‌ی ما دیده‌ایم‌ برایتان نقل می‌کنم. صاحب سبک یعنی چه، وقتی هزاران راه برای درک جهان و معرفی فرآیند این درک به دیگران وجود دارد که ما می‌توانیم-و اصلا می‌گویم باید-در حد توان به همه‌ی این راه‌ها گذری داشته باشیم؟دوره‌ی کاری‌ را اگر به معنی داشتن سبک عنوان می‌کنی باید بگویم خیر دوره‌ای در کار من نبوده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.