Skip to main content
فهرست مقالات

روز نحس

نویسنده:

مترجم:

(7 صفحه - از 275 تا 281)

کلید واژه های ماشینی : حسابدار، واسیلی فیودوروویچ، کالباس، پلیس، فروشنده، دربان، خانم صندوق‌دار، آدم، خانم صندوق‌دار رفیق پلیس، گالش‌ها

خلاصه ماشینی:

"اشخاص: 1-رییس تعاونی 2-فروشنده 3-حسابدار 4-خانم صندوق‌دار 5-دربان 6-پلیس مکان تعاونی در تاریکی. [بقچه‌ی پر از خوراکی را برمی‌دارد]این‌ها همه‌اش آب‌ودانه‌ی یک کفتر هم نمی‌شود؛ چون من آدم باوجدانی هستم،شاید هم‌ به خاطر من چند آدم کمتر توی صف جلوی‌ صندوق بایستند،شاید هم واقعا دارم کار خوبی می‌کنم. اول بقچه را می‌گذارد بعد بالا می‌رود]شاید آن یابو-رییس را می‌گویم-دیوانه بشود و بگوید آه،دزدی‌ کردند،بگوید وای وای،سرقت!خب‌ هیچ آدم شرافتمندی از این کلمه خوشش‌ نمی‌آید. حسابدار مثل این‌که با دست پر هم زده‌اند به چاک، درسته واسیلی فیودوروویچ؟ رییس نه،به نظرم یک کمی دله‌دزدی کرده‌اند. رییس چی شده؟ حسابدار می‌گویم فرصتی مثل این زیاد بدک هم‌ نیست... دودش می‌کنی و دیگر وجود ندارد و آن وقت چقدر دردناک است اگر آدم‌ سر این ضرر هم بدهد. ] رییس آه مگر دیوانه شده‌اید مادام؟ خانم صندوق‌دار فکر کردم دزدی می‌کنند. خانم صندوق‌دار پس به ما دزد زده!سراغ صندوق من که‌ نرفته‌اند؟ رییس نه‌خیر،فکر می‌کنم سراغ صندوق رفته‌ باشند. رییس حالا متوجه شدی؟ دربان‌[اداواطوار درمی‌آورد]آه،آه،آه![ابلهانه‌ نقش کسی را بازی می‌کند که از تعجب‌ خشکش زده است. خانم صندوق‌دار بنویسید،از صندوق مبلغی در حدود چهل روبل،سه عدد مداد،یک کرم صورت‌ و چند تا قیچی دزدیده شده است. رفقا،آخه جریان چیه؟ رییس این دربان را ببرید بیرون. دربان عجب آدم ناجنس و بی‌پدر مادری!من‌ شال گردن تو را می‌خواستم چکار کنم؟چرا مردم را منتر خودتان می‌کنید؟بعد تازه‌ هفت تا کالباس هم نبودند و فقط سه تا بودند. فروشنده ببینم،مگر عقلت پاره‌سنگ ور می‌دارد؟ خب شکر کجا باید باشد؟معلوم است که‌ زیر پیشخوان است،اما من نگذاشته بودمش."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.