Skip to main content
فهرست مقالات

نامه ای سرگشاده به گروه تئاتر معاصر

نویسنده:

(4 صفحه - از 20 تا 23)

خلاصه ماشینی:

"بازهم‌ می‌گویم هنوز تفاوت بر سر جایگاه یک کارگردان تئاتر که به‌ مدد قرارداد تجاری و کاری،رهبری چند بازیگر را به عهده‌ می‌گیرد تا عرق‌ریزان و بودن فقر و امکانات یک گروه تئاتری که‌ خانه‌های آنان هم عصر تمرینات عصرانه‌ی یک گروه تا دم صبح‌ است!و باور باید کرد هنر نمایش قصه‌ی ماندن‌ها و رفتن‌های‌ آدمی‌ست! هرگاه دورانی از عمر سپری شود و آن دوران‌ در درون یک گروه تئاتر به کشف حقیقت منجر شود این‌جا یک‌ اتفاق می‌افتد و آن«نمایش خاص»است و یک سنت دیگر نیز مبنایش گذاشته می‌شود:«غیبت از زندگی روزمره و داشتن‌ زندگی تئاتری!» و این داد و ستد ارایه‌ی واقعی نمایش در زندگی نمایشی‌ شکل می‌یابد و«گروه تئاتر معاصر»یکی از گروه‌هایی‌ست که‌ این بینش را دنبال می‌کند. نه جهان وطنی و نه وطنی!جهان‌ مورد بحث نمایش فوق بیش از آن‌که ارتباطی منطقی با جغرافیای‌ ذهن تماشاگر-چه ایرانی و چه غیرایرانی-ایجاد کند،تنها مهمانخانه‌ای متروکه است!پس ما کجا ایستاده‌ایم؟آیا هر مهمانخانه‌ای در هر نقطه‌ای می‌تواند صورتی از یک‌ مهمانخانه‌ی این جهان داشته باشد که حالا وقتی عشق نیست‌ متروک است،و جشن دلتنگی را با یاد عشق برگزار می‌کند؟این‌ مفهوم در اجرا بسیار درخشان و بدیع اتفاق افتاده و این همه هنر کارگردانی اثر است. اما این زمینی که اکنون«گروه معاصر»مبنای‌ بودنش را در تئاتر ما می‌گذارد،جایگاه شهیدان وقاعی‌ گروه‌های شهید شده‌ی تئاتر سالیان است!هنرمندان آرزومندی‌ که آرزوی‌شان زندگی در گروه‌های تئاتری بود که سلامت و سعادت آنان را تأمین کند و خیانت و خبائت پیشگی و تجارت بینی را از خود دور و اساسا«هنر آرمانی»و نمایشی‌ شوق برانگیز از تلاش انسانی را بر صحنه رها کنند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.