Skip to main content
فهرست مقالات

آبی های زمین

نویسنده:

(10 صفحه - از 184 تا 193)

کلید واژه های ماشینی : خادم، سرباز، مهیار، خدا، مادر، بهنام، مال، صدای زوزه‌ی سگ از دورها، هستی، بچه مو

خلاصه ماشینی:

"خادم آخه خواهر من!همین‌جوری شما آمدی و اونم‌ بچه شود داد به شما؟ معصومه او که نداد... یادت رفته به پام افتاده بودی؟ معصومه نه تو یادت رفته چی سر قبر شوهرت می‌گفتی!حالا تبت عرق کرده یاد هندستون کردی؟ گفتم این انگشتر مال تو،بیا اینم یه النگو. [مهاجم‌]می‌شه دهن بازکنی؟ بچه مو چه کارش کردی؟فروختی‌ش؟یا دادی یکی‌ از این گداها مثل خودت کاسبی کنه؟بچه‌م بغل‌ کدوم نانجیبه؟ معصومه دهن تو ببند که بدجوری دلم به حالت سوخت. تو می‌دونی توئی سینه چه خبره که‌ همین‌طوری زهر می‌ریزی؟ رها[با خود]این سیلی رو باید بهنام می‌زد نه تو! رها[محکم‌]دخترم کو؟ معصومه وقتی با شوهرت حرف می‌زدی،گفتم خدا فرستادم‌ پیش تو،اما وقتی بچه‌تو مهیار نخواست فهمیدم‌ برای چیزی‌که راحت می‌تونستم به دست بیارم، گدایی تو کردم. رها تو که دل تو خالی کردی،دیگه چی می‌خوای؟ معصومه گفتم حلاله اگه می‌خوای قصا کنی. رها اگه رفته بودی چکار می‌کردم؟ معصومه دعاشو به جون مهیار بکن وگرنه مو که رفته بودم... معصومه مگه تونستم؟مگه گذاشت که جلوشو بگیریم؟ رها بگو بذار دلم خوش باشه منم از تو یه چیزی می‌دونم. رها معامله؟ معصومه تو چشماش چیزی بود که تا حالا ندیده بودم. معصومه می‌گی داشت فراقی می‌خوند،دوتار می‌زد آقام، زخمه پشت زخمه،صدای تار آقام پای کرسی به‌ کله‌ی فریاد رسید،هی گفتم آقا چیزی شده؟... چه کردم‌ مو؟چه کردم مو؟چی شنیدم از تو امروز؟ رها شوهرت چی گفت؟ معصومه داد می‌کشید... معصومه چی شده برار؟ خادم چی نشده؟گفتم برم بهش بگم تو این زیرزمین یه دل‌ شکسته."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.