Skip to main content
فهرست مقالات

بث الشکوی یا سخنی چند با خداوند

(4 صفحه - از 127 تا 130)

کلید واژه های ماشینی : گذشت، درد، فاجعه، جام، نازم، مرگ، ماهی، چشم متصدی امر دور نگاه، امید، مدتها درد

خلاصه ماشینی: "بدین‌سان که صدای دلنشین رهگذر مستی را که در دل خاموش شب با رفتار مستانه از کوچه ما میگذشت و در مایه آهنگ خراباتیان این بیت را میخواند بگوشم‌ رسانیدی و اثر خدائی آن را بر دلم نشانیدی که میگفت: یا رب نظر تو برنگردد برگشتن روزگار سهل است بلی با همین بیت ساده بود که مرا بخود آوردی و دستم را لرزانیدی و محتوی جام را به زمین برگردانیدی در حقیقت بلائی بود که بخیر گذشت‌ بگفته آصفی هروی: نریخت درد می و محتسب ز دیر گذشت‌ رسیده بود بلائی ولی بخیر گذشت باز بعد از یک دلجوئی موقتی و چند گاهه که باو راز بخت نداشتم که مورد محبت تو واقع شده باشم،یعنی هنوز عرق مصائب گذشته‌ام خشک نشده بود که‌ ناگهان با عصبانیت تمام روی از من برتافتی و زودتر از موعد معین خانه نشینم‌ ساختی،بدین معنی که برای همیشه از گردونه خدمت خارج شدم و در زندگانی‌ فالج،گویا در زدن این مهر باطله بروی ارزش وجودی من عذرت این بود که یکی‌ از نور چشمیهای خوشبخت؟؟؟به قانون زده بود و میبایست تخطی نامعقول‌ او صورت عمل بخود بگیرد و لو آنکه با حیات دهها نفر از بندگان تو بازی شده‌ باشد و در سعادتشان نگون سازی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.