Skip to main content
فهرست مقالات

زندگی پرماجرای من

نویسنده:

(4 صفحه - از 328 تا 331)

کلید واژه های ماشینی : خان برادر رضا قلی خان، رضا قلی خان، زن، اصفهان، عمه‌ام مرحوم رضا قلی خان، خبر، شهادت رضا قلی خان، مادر، رضا قلی خان از فرونت، شهادت

خلاصه ماشینی:

"پس برادرم؟برادرت با شکر الله‌ خان لنبانی و محمد کریم خان گزی از فرونت‌ به بغداد رفته‌اند خاطرجمع باش آنها در جای‌ امن و امانی اقامت دارند و آسیبی به آنها وارد نیامده است و نخواهد آمد و این خبر را داد و رفت و من تنها شدم در دریای فکر فرو رفتم و با خود گفتم عجب حکایتی است امروز صبح سلطان محمد خان برادر رضا قلی خان‌ آمده بود و می‌گفت بطوریکه می‌گویند آقا میرزاآقا خان و رضا قلی خان از فرونت بازگشته‌ و در مقابل دزفول با قوای هندی و انگلیس‌ برخورده جنگ سختی کرده‌اند و انگلیسها آنها را غارت کرده‌اند ولی خود موفق به- فرار گردیده و اینک وارد چهار محال شده‌اند (من وقتی سلطان محمد این خبر را نقل‌ کرد خدا را بگواه می‌طلبم بطوری متأثر شدم که بی‌اختیار گفتم اگر کشته شده بودند شرافتش خیلی بیش از این بود که غارت‌زده‌ و از چنگ دشمن فرار کرده وارد اصفهان‌ بشوند)پس چرا او امروز صبح آنطور می- گفت و حالا نصر الله خان اینطور می‌گوید و خلاصه آنقدر پیش خودم صغرا کبرا چیدم‌ تا اینکه این نتیجه را گرفتم که برادرم نیز بازگشته و با رضا قلی خان باهم کشته شده‌اند و پس از اخذ این نتیجه بی‌اختیار شروع به‌ گریستن کردم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.