Skip to main content
فهرست مقالات

خاطرات سردار ظفر

نویسنده:

(6 صفحه - از 1017 تا 1022)

کلید واژه های ماشینی : سردار، امیر مفخم، سردار اسعد، بختیاری، کاشان، سوار، اصفهان، کرمان، نایب حسین، سردار جنگ

خلاصه ماشینی: "سردار اشجع و امیر مجاهد ماندند اصفهان که بعد از ما حرکت کنند قرار شد تمام از حکومت استعفا بدهیم من هم نوشتم صارم الملک و اسکندر خان از کرمان بیایند برای‌ ولایت سردار معظم هم از یزد بیاید اصفهان را واگذار بقوام الدوله شکر الله خان صدری کرده‌ عازم کاشان شدیم در راه آهوی بسیار شکار کردیم غفلتا وارد کاشان شدیم‌ نایب حسین هم ده روز بود وارد کاشان شده بود و بی‌خبر بود از ورود ما بکاشان ما سوار فرستادیم اطراف کاشان مخصوصا پشت مشهد را گرفتند سوارهای نایب حسین در آنوقت قافلهء را که رو باصفهان می‌رفت دنبال کرده بودند که آنها را غارت کنند من در دوربین دیدم خیال کردم که سوارهای بختیاری هستند جلو قافله را گرفته‌اند سواری‌ فرستادم که آنها را منع کند این سوار بدون اینکه ببیند سوارها که جلو قافله را گرفته‌اند سوار بختیاری است یا سوار دشمن میرود میان قافله سوارهای نایب حسین اسب و تفنگش را گرفته خودش را هم اسیر می‌کنند من دوربین انداختم که ببینم چه می‌شود چون هوا بسیار گرم بود دوربین موج میزد معلوم نشد چه خبر است بهر صورت شهر کاشان را محاصره کردیم‌ امیر مفخم پس از دو روز از راه نطنز وارد شده رفت طرف جنوب کاشان سردار جنگ را فرستادیم‌ پشت مشهد نزد مهدیقلی خان سالار مسعود پسر خودم که با سوار زیاد پشت مشهد طرف شرق‌ شهر را گرفته بود یک توپ هفت سانتیمتری با سردار جنگ بود توپ شنیدر هم از طهران‌ خواستیم از پشت مشهد جنگ شروع شد در این اثنا سواری که از کرمان خواسته بودیم‌ رسیدند صارم الملک از بس در کرمان کارهای زشت را مرتکب شده بود شرم داشت که‌ نزد من بیاید از راه اصفهان رفت بختیاری اسکندر خان با دویست سوار بما ملحق شد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.