Skip to main content
فهرست مقالات

تحلیل و نقد نظریه ی پایان تاریخ

نویسنده:

(16 صفحه - از 117 تا 132)

کلیدواژه ها : لیبرالیسم ،پایان تاریخ ،دموکراسی لیبرال ،فوکویاما ،مدیریت شبکه‌ای ،بازار آزاد ،تکنولوژی اطلاعات

کلید واژه های ماشینی : نظریه‌ی پایان تاریخ، فوکویاما، آمریکا، تکنولوژی، توسعه‌ی اقتصادی، نقد نظریه‌ی پایان تاریخ، لیبرال‌دموکراسی، سیاسی، تکنولوژی مدرن، تکنولوژی اطلاعات، نظریه‌ی پایان تاریخ به پایانش، مدعیات لیبرال‌دموکراسی فوکویاما، جهان، فرهنگی، نظریه‌ی پایان تاریخ متزلزل، جامعه، اجتماعی، مدیریت، نظریه‌ی پایان تاریخ فوکویاما، ساماندهی جامعه، ساماندهی پایانی جامعه‌ی انسانی، حق، قالب منطق بازار آزاد، نهادها، نظریات مهم درباره‌ی آینده‌ی جهان، نظامی، دولت، ساختار، تولید، مردم

در این مقاله که به شرح و نقد یکی از نظریات مهم درباره‌ی آینده‌ی جهان و مناسبات فرهنگ‌ها و تمدن‌ها اختصاص دارد، نویسنده، ابتدا نظریه‌ی پایان تاریخ را، که از سوی فوکویاما در سال 1992 مطرح شده است، توصیف می‌نماید و در بخش بعدی به نقد و ارزیابی این نظریه اهتمام می‌ورزد. به اعتقاد نویسنده با توجه به جایگاه و موقعیت کنونی آمریکا، پایه‌های نظری و عملی نظریه‌ی پایان تاریخ متزلزل شده است زیرا: 1 ) طبق دکترین جنگ بازدارنده‌ی آمریکا که پس از حادثه‌ی 11 سپتامبر به اجرا درآمد، آمریکا این حق را به خود می‌دهد که هر کشور و منطقه‌ای را که فرضا و در خیال آمریکا در آینده تهدید و سد منافعش باشد مورد تهاجم ویرانگر نظامی قرار دهد. 2 ) آمریکا در شرایط کنونی جهان در راستای بیمه‌ی امنیت جهانی برای خودش با کمک تکنولوژی نظامی (تهاجم، تجاوز و اشغال کشورها) و تکنولوژی اطلاعاتی‌اش، تحمیل ارزش‌های آمریکایی را برای دیگران دنبال می‌کند. 3 ) توسعه‌ی اقتصادی برای رسیدن به نظم، ثبات و فراهم بودن اکثر امکانات زیستی برای بیشتر و یا همه‌ی مردم لازم می‌باشد اما کافی نیست، به عبارت دیگر توسعه‌ی اقتصادی به تنهایی مبنای نظم و امنیت و رفاه نمی‌تواند باشد مگر اینکه عوامل انسانی و معنوی نیز او را همراهی نمایند. از سوی دیگر توسعه اقتصادی به ویژه در قالب منطق بازار آزاد چیزی نیست که به طور حتم و ضرورت به لیبرال دموکراسی بیانجامد، یعنی می‌توان به توسعه اقتصادی دست یافت بی‌آن‌که به نظم لیبرال دموکراسی تن داد مثل کشورهای مالزی، اندونزی، تایوان، چین، سنگاپور، کره، ژاپن و... 4 ) فوکویاما به این واقعیت اقرار دارد که در پاره‌ای از جوامع پیشرفته و به ویژه ایالات متحده، هنجارهای اجتماعی غیررسمی، ولی بسیار مؤثر و ضروری در ساماندهی جامعه به شدت ویران شده است. طبیعتا این حالت، مطلوب و سازگار با مدعیات لیبرال دموکراسی فوکویاما نمی‌باشد. بنابر این، براساس ادله‌ی فوق، نویسنده، معتقد است نظریه‌ی پایان تاریخ به پایانش رسیده است.

خلاصه ماشینی: "به اعتقاد نویسنده با توجه به جایگاه و موقعیت کنونی آمریکا، پایه‌های نظری و عملی نظریه‌ی پایان تاریخ متزلزل شده است زیرا: 1 ) طبق دکترین جنگ بازدارنده‌ی آمریکا که پس از حادثه‌ی 11 سپتامبر به اجرا درآمد، آمریکا این حق را به خود می‌دهد که هر کشور و منطقه‌ای را که فرضا و در خیال آمریکا در آینده تهدید و سد منافعش باشد مورد تهاجم ویرانگر نظامی قرار دهد. یعنی نخست این گروه پارادایم‌ها و ریزتر از آن نظریات و قوانینی را در مورد انسان، جامعه و روابط انسانی ارائه می‌نمایند که به تدریج و در بستر زمان از سوی سیاست مداران، مدیران، دولت‌ها و مراکز قدرت به آزمون گرفته می‌شود - البته غالبا همین اصناف دست به چنین آزمونی می‌زنند - هر چند اندیشمندان به غرض آنگونه استفاده، ممکن است نیاندیشیده باشند. نقد و ارزیابی نظریه‌ی پایان تاریخ 1 ) دانش و تکنولوژی مدرن که رکن رکین نظریه‌ی پایان تاریخ را می‌سازد و عمده‌ترین عامل پیدایش و زایش نهادها و سازمان‌ها و شیوه‌های ساماندهی پایانی جامعه‌ی انسانی می‌باشد، در حال پیشرفت، نو و دگرشدن است و این روند همچنان ادامه خواهد داشت. و به هرحال این آن چیزی نیست که نظریه‌ی پایان تاریخ در پی آن است؛ یعنی پایان نهادی و سازمانی جامعه‌ی بشری و این که لیبرال دموکراسی نهایی‌ترین چهره‌ی آن است و تنها تغییر و تکامل در درون آن رخ می‌دهد. نظریه‌ی پایان تاریخ فوکویاما، که دقیقا با توجه به جایگاه و موقعیت کنونی آمریکا ارائه شده است، از سوی خود آمریکا، پایه‌های نظری و عملی آن، لرزان شده است؛ زیرا: 1 ) دکترین جنگ بازدارنده‌ی آمریکا، که پس از حادثه‌ی 11 سپتامبر، عملا آن را به اجرا گذارده، است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.