Skip to main content
فهرست مقالات

تجربه ی دینی، اهمیت و جایگاه آن

نویسنده:

کلیدواژه ها :

تفسیر ،توجیه ،تجربه‌ی دینی ،تجربه‌ی عرفانی ،تعبیر

کلید واژه های ماشینی : دینی، تجارب دینی، وحی، عرفانی، معرفت، خدا، قرآن، تجربه‌ی دینی مواجهه‌ی حضوری متدینان، عارفان، شهود

تجربه‌ی دینی مواجهه‌ی حضوری متدینان با بخشی از واقعیات هستی است، که محصول اعتقاد آنان به باورهای دینی و عمل به مقتضای آنهاست. در این مقاله پس از بررسی معانی مختلف تجربه، هویت تجربه‌ی دینی از منظر ذات گرایان و ساختار گرایان مورد بحث قرار گرفته است. اقسام تجارب دینی، همچون تجارب متدینان عادی، تجاربی که متوقف بر تطور وجودی در آنان است، تجارب عرفانی و تجارب وحیانی، تفاوت تجربه و تعبیر و تفاوت آن دو با تفسیر تجربه، تأثیر پذیری تجربه از چارچوب مفهومی صاحب تجربه، و به طور کلی شاکله‌ی معرفتی و وجودی او در مرحله‌ی تبلور ذهنی و زبانی تجربه، به منظور ارائه‌ی تصویری شفاف از سرشت تجربه‌ی دینی، از مباحث دیگر مقاله است. آخرین بحث این مقاله، که هم اهمیت تجارب دینی را نشان می‌دهد و هم جایگاه آن را می‌نمایاند، بررسی ویژگی‌های تجربه‌ی دینی است. اموری همچون معرفت بخشی و نقش توجیهی تجارب دینی و توجیه پذیری آنها، هدایت‌گری، معنادادن به زندگی و تأثیرات مثبت تربیتی در این بخش مورد بررسی قرار گرفته است.

خلاصه ماشینی:

"مراد از بعد تجربی دین (17) ، ساحتی از دین است که نه تنها مشتمل است بر منشأ ادیان الهی، که در فرایند اتصال شخص نبی به عالم غیب و اخذ معارف وحیانی از منبعی لایزال متجلی می‌شود، بلکه غایاتی (18) هم که ادیان پیروان خود را به واسطه‌ی اعتقاد ورزیدن به باورهای دینی و سلوک عملی مطابق با آموزه‌های توصیه‌ای دین (19) ، به آنها نایل می‌گردانند، مانند احساس تعلق و وابستگی به امری غیبی و نادیدنی، شهودهای معنوی و روحانی، دغدغه‌ها، آرزوها، امیدها و آرمان‌ها، دعا و مناجات (20) ، استجابت دعا، توبه و امثال آن را نیز دربرمی‌گیرد؛ افزون بر این، مجموعه‌ای از آموزه‌های دینی، که به گزارش امور و حالات یاد شده در خصوص انبیای الهی اختصاص یافته است را نیز شامل می‌شود. 24- مولوی، در مثنوی، حصول چنین تجربه‌ی دینی نابی را برای موسی، مسبوق به جد و جهد و تخلق او به اخلاق نیکو معرفی می‌کند و ضمن اشاره به چوپانی موسی، به اختصار حکایت گریختن گوسفندی را از رمه‌اش بیان می‌کند: گوسفندی از کلیم الله‌ گریخت پای موسی آبله شد، نعل ریخت در پی او تا به شب در جستجو و آن رمه غایب شده از چشم او گوسفند از ماندگی شد سست و ماند پس کلیم الله‌ گرد از وی فشاند کف همی مالید بر پشت و سرش می‌نواخت از مهر، همچون مادرش نیم ذره طیرگی و خشم، نی غیر مهر و رحم و آب چشم، نی گفت: گیرم بر منت رحمی نبود طبع تو بر خود چرا استم نمود با ملائک گفت یزدان آن زمان که نبوت را همی زیبد فلان (مثنوی معنوی، دفتر ششم، ابیات 7-3281) 25- در قرآن راجع به یونس علیه‌السلام ، که نام «ذاالنون» یا «صاحب الحوت»، برای او به کار رفته، چنین آمده است: «و ذا النون إذ ذهب مغاضبا فظن أن لن نقدر علیه فنادی فی الظلمات أن لا إله إلا أنت سبحانک إنی کنت من الظالمین فاستجبنا له و نجیناه من الغم و کذلک ننجی الموءمنین» (انبیاء/ 88-87) یعنی یونس علیه‌السلام در حالی که خشمگین بود رفت و فکر می‌کرد ما بر او قدرت نداریم و نمی‌توانیم بر او سخت بگیریم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.