Skip to main content
فهرست مقالات

تجربه ی دینی و مسأله ی واقع نمایی

نویسنده:

(16 صفحه - از 155 تا 170)

کلیدواژه ها :

امر قدسی ،تجربه‌ی دینی ،قدسیت ،مراقبه ،هیبت ،خشیت ،تجربه‌یعرفانی

کلید واژه های ماشینی : تجربه‌ی دینی، مواجهه‌ی، تجربه‌ی دینی و مسأله، غرب، احساس، تجربه‌ی دینی حالت شناختی، خدا، پیشینه‌ی بحث تجربه‌ی دینی، حالت، ایمان

آنچه در این مقاله مورد مطالعه قرار گرفته است پی‌جویی این مسأله است که آیا تجربه‌ی دینی حالت شناختی، مواجهه‌ی ارزیابی با یک وجود متعالی و مسلط بر هوش بشری دارد یا آنکه صرفا ذهنی است و کاملا ترکیب یافته از آرمان و احساس است که نمی‌تواند آن سوتر خود را بنگرد. فرضیه‌ای که در پاسخ به مسأله‌ی مزبور مد نظر نویسنده است عبارت است از اینکه تجربه‌ی دینی ناشی از وجود واقعیتی خارجی است که در مواجهه‌ی با آن، تجربه‌ی دینی حاصل می‌شود. نویسنده در راستای مسأله و فرضیه‌ی مذکور ابتدا به پیشینه‌ی بحث تجربه‌ی دینی اشاره می‌نماید و سپس هدف غرب از مطرح ساختن تجربه‌ی دینی را به بحث می‌گذارد؛ پس از آن ماهیت و ابعاد تجربه‌ی دینی را بررسی می‌کند و در آخر به ویژگی‌ها و کاربردها و ثمرات تجربه‌ی دینی می‌پردازد.

خلاصه ماشینی:

"چنان چه در این مقاله روشن خواهد شد، خصوصی بودن، بیان ناپذیری و گیرایی خاص آن موجب شده است تا بحث بر سر آن در بسیاری از حوزه‌ها برانگیخته شود و مسائلی را در پی داشته باشد، از قبیل: - آیا تجربه‌ی دینی می‌تواند درست فهمیده شود، و آنگاه ارزیابی شود تا بتواند در قالب الفاظ روان شناختی، جامعه شناختی و شرایط آن دو، در آید، یا خودنگر است، و برای فهم و تفسیر آن نیاز به فهم دستگاه زبانی خاص آن داریم؟ - آیا تجربه‌ی دینی حالت شناختی، مواجهه‌ی ارزیابی با یک وجود/ وجودها/ قدرت متعالی و مسلط بر هوش بشری دارد یا آن که صرفا ذهنی است و کاملا ترکیب یافته از آرمان و احساس است، که نمی‌تواند آن سوتر خود را بنگرد؟ به عبارتی دیگر، آیا متعلق آن امری عینی یا ذهنی است؟ این مسائل و نظیر آنها کاوش دامنه داری را در حوزه‌ی فهم دین ـ بالأخص ـ موجب گردیده که در کل، به دو فرضیه‌ی منتهی می‌شود: الف - تجربه‌ی دینی امری صرفا ذهنی است و نشان‌گر وجود هیچ گونه موجود خارجی نیست (فرضیه‌ی روان شناختی)؛ ب - تجربه‌ی دینی ناشی از وجود واقعیتی خارجی است که در مواجهه‌ی با آن، تجربه‌ی دینی حاصل می‌شود. 2. هر چند هنوز هم تمایل غالب در فلسفه و روان‌شناسی غرب، رد و انکار دین از طریق ارائه‌ی تفسیرهای تحویل نگرانه از آن، و سعی در تحلیل آثار دین در زندگی شخصی بدون هر نوع توجهی به هویت و اعتبار هستی شناختی آن است، گرچه متألهان جدید همچون رالف هود، جان هیک، ویلیام آلستون و پلانتینگا، معمولا، و نه به طور ثابت و مطلق، از این فرض که تجارب دینی می‌توانند اعتبار هستی شناختی داشته باشند بهره می‌جویند رک: قبسات، س 3، ش 9-8 (گفتگو با رالف هود) ص 7-6؛ نقد و نظر، س 6، ش 4-3، ص 7."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.