Skip to main content
فهرست مقالات

یک کتاب ناشناخته نثر کهن: بحر المعانی و صفو الامانی (2)

نویسنده:

(6 صفحه - از 114 تا 119)

کلید واژه های ماشینی : ورق، وانکی فرنام مزکت، کلمه، دیکر فرنام مزکت، دوستی خلقم فرسرامذ، فرنام مزکت بیت، خلق، فرنام مزکت مدینه، القائل، کتاب ناشناخته نثر کهن

خلاصه ماشینی:

"قال القائل: ایزد بفضل خویش دل ته سبید1کرد جرمت سیاه کرد همه باک‌2کارتو با دشمنان دینت ببینم ترا بصلح‌ با دوستان دینت همه کارزار تو (ورق 161 الف) املای ته بجای تو ضمیر اضافی مفرد مخاطب،گاهی درین کتاب دیده می‌شود، که در طبقات الصوفیهء خواجه عبد الله انصاری نیز آمده است،و این ضمیر مفرد اکنون در پشتو زنده است. قال القائل: راه کم کرده سرکشته فرکشت ز راه‌ فرکناه جیره جیره شده فرکرد کناه‌1 ای تباه کرده همه عمر کرامی او عزیز خوار کشت انکی همه عمر کرامی‌اش تباه‌2 روی از الله بکردانی بیداد کنی‌ تیز بیداد مکن فر تنت‌3الله الله (ورق 176 الف) قال القائل: روزی بود کی من بذر4دوست بکذرم‌ یا بکذرد زوال‌5غم هجر فرسرم‌6 یا بنکرد خسته دل من لقای دوست‌ یا من دهی بدوست دهی وار بنکرم‌7 قال القائل: دوستی را انکاهی‌8یکتا شوی‌ کز علاقتها تو نابیذا9شوی‌10 کر بخواهی تا بدو کویی و روی‌ انکاهی کویی کنا گویا شوی‌11 ور بخواهی دید بدل‌12دوست را انکاهی‌13بینی کی نابینا شوی‌ ور بخواهی زنده کردی‌14تا ابد زنده کردی کر کنون میرا15شوی (ورق 176 ب) دوستی کفتار16داری راستی کفتار نه‌ جشم سرفیدار17داری جشم دل فیدار نه‌ صحبت مختار خواهی سنت مختار نه‌ از خرد فیزار18کشتی وز هوا فیزار نه (ورق 177) (1) ره گم کرده سرگشته برگشت زراه‌ بر گنه چیره،چیره شده بر کرد کناه (2) ای تبه کرده همه عمر گرامی و عزیز خوار گشت آنکه همه عمر گرامیش تباه (3)کذا به کسرهء نون-بر تنت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.