Skip to main content
فهرست مقالات

رویکردهای اقتصاد دانان مسلمان در مسأله ی تحریم ربا

نویسنده:

(23 صفحه - از 35 تا 57)

کلیدواژه ها :

بهره ،نظریه‌ی بهره ،نظریه‌ی امساک

کلید واژه های ماشینی : ربا، وام، اقتصاد، بهره، پس‌انداز، نظریه‌ی امساک، درآمد، سرمایه، پاداش، نرخ بهره

مسأله‌ی تحریم ربا در دو سطح قابل پی گیری است: در نخستین سطح، موجه و عادلانه بودن یا نبودن دریافت بهره توسط وام دهنده، فارغ از ملاحظات و آثار اجتماعی مترتب بر آن، مطمح نظر است و به این سؤال پاسخ داده می‌شود که آیا منطقا و با غمض نظر از آموزه‌های دینی و ملاحظات اجتماعی، وام دهنده «حق» دارد، در ازای واگذاری بخشی از درآمد یا ثروت خود به دیگری برای مدتی معین، مازادی ثابت و از پیش تعیین شده - که اصطلاحا بهره نامیده می‌شود - از وی مطالبه نماید؟ در سطح دوم بحث، با فرض اثبات معقول و موجه بودن رفتار «فردی» وام دهنده‌ی مزبور، آثار اقتصادی و اجتماعی رفتار وی در سطح کلان مورد تحلیل قرار می‌گیرد. سؤال اصلی در دومین سطح بحث این است که آیا وام دهی همراه با بهره، با توجه به تأثیری که رواج این شیوه‌ی تأمین مالی بر متغیرهای کلان اقتصادی، همچون سرمایه گذاری، اشتغال، تولید کل، توزیع درآمد و... برجای می‌گذارد، باز هم رفتاری موجه، معقول و عادلانه تلقی می‌شود یا خیر؟ کلیه‌ی تلاش‌های فکری که در ادبیات اقتصاد سرمایه داری به «نظریات بهره» موسوم شده است، معطوف به سطح اول بحث است. افرادی همچون «ناسا سینیور»، «بوم باورک» و «جان مینارد کینز»، از طرق مختلف، کوشیده‌اند محق بودن دریافت کننده‌ی بهره و معقول، موجه و عادلانه بودن رفتار وی را به اثبات برسانند. نظریات بهره، تماما، به حوزه‌ی رفتار فردی مربوط می‌شوند و نسبت به سؤال مطرح در سطح دوم بحث ساکت هستند. برخی از اقتصاددانان مسلمان در تلاش برای تبیین علمی حکم حرمت ربا، نظریه‌های بهره را یک به یک مورد بررسی، نقد و ابطال قرار داده‌اند. به نظر می‌رسد نحوه‌ی برخورد این دسته از اقتصاددانان مسلمان با نظریات مزبور، از انصاف و اتقان علمی لازم برخوردار نیست و این امر، احتمالا منبعث از باور اکید ذهنی آنان درباره‌ی غیرمعقول و ظالمانه بودن دریافت بهره - حتی در حوزه‌ی رفتار فردی و فارغ از ملاحظات اجتماعی آن - می‌باشد. در این نوشتار نحوه‌ی پاسخگویی اقتصاددانان مسلمان به یکی از نظریه‌های بهره مورد بررسی و نقد قرار گرفته است.

خلاصه ماشینی:

"* دکتر محمد حسین حسین زاده بحرینی چکیده مسأله‌ی تحریم ربا در دو سطح قابل پی گیری است: در نخستین سطح، موجه و عادلانه بودن یا نبودن دریافت بهره توسط وام دهنده، فارغ از ملاحظات و آثار اجتماعی مترتب بر آن، مطمح نظر است و به این سؤال پاسخ داده می‌شود که آیا منطقا و با غمض نظر از آموزه‌های دینی و ملاحظات اجتماعی، وام دهنده «حق» دارد، در ازای واگذاری بخشی از درآمد یا ثروت خود به دیگری برای مدتی معین، مازادی ثابت و از پیش تعیین شده - که اصطلاحا بهره نامیده می‌شود - از وی مطالبه نماید؟ در سطح دوم بحث، با فرض اثبات معقول و موجه بودن رفتار _______________________________ *عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد «فردی» وام دهنده‌ی مزبور، آثار اقتصادی و اجتماعی رفتار وی در سطح کلان مورد تحلیل قرار می‌گیرد. نخست باید معلوم شود جوهره‌ی نظریه‌ی امساک چیست؟ به بیان دیگر، این نظریه، چه کسی را مستحق پاداش دانسته است؟ کسی که تنها از به کارگیری درآمد یا ثروت خود در زمان حال امساک کرده و با خویشتن داری و کف نفس، کسب مطلوبیت ناشی از مصرف و/یا کسب درآمد ناشی از سرمایه گذاری را به آینده موکول کرده است؟ یا کسی که علاوه بر امساک و تشکیل پس‌انداز، آن را در اختیار دیگری قرار داده تا با آن به خرید کالاهای مصرفی مورد نیاز خویش یا سرمایه‌گذاری اقدام کند؟ بدیهی است، نظریه‌ی امساک با شق دوم سر و کار دارد، زیرا اصرار این نظریه بر دارا بودن «حق» دریافت پاداش (بهره) توسط امساک کننده، در صورتی معنی خواهد داشت که «من علیه الحق» یا «مکلفی» در بین باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.