Skip to main content
فهرست مقالات

خشکیده!

شاعر:

(1 صفحه - از 689 تا 689)

خلاصه ماشینی:

"امیری فیروز کوهی مجلهء یغما هر توضیحی که در این مورد حبیب بدهد موجب گله‌ای از نو می‌شود. اثر نماند نه از کشتزار و نز اشجار هم این تباه شد از تشنگی هم آن خشکید! خوید برزگر و کشتزار دهقانان‌ چو ابر سوخته در جو بیکران خشکید! ز بسکه شوم بد این چاه‌های نیمه عمیق‌ زمین ز آب تهی گشت و آسمان خشکید! از این پدیدهء نو تر نشد لب جوئی‌ قنات‌های کهن هم به رایگان خشکید! نه در قنات(گرینر)نه(ورزگان)ماند آب‌ (حنفس)نیز چوکاریز(مهرگان)خشکید! ز حومه نیز توان گفت چندگاه دگر (محمدیه)و(شهداد)و(زندوان)خشکید! نه بید ماند و نه عرعر نه سرو ماند و نه کاج‌ از آن هرآنچه توان جست سایبان خشکید! به شاخه‌های درختان و ساقه‌هایش پوست‌ چنان‌که بر تن تبدار نیمه جان خشکید! چرا صدای شکایت نشد بلند ز کس؟ بکام خلق ز حیرت مگر زبان خشکید! دگر بقائی اگر شعر تر نمی‌گوید به چشمهء لب او قدرت بیان خشکید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.