Skip to main content
فهرست مقالات

داستان ملا برهان

نویسنده:

(8 صفحه - از 289 تا 296)

کلید واژه های ماشینی : دختر، محبت، جوانی، خانه داماد، سخن، خواستگار، دوام، داماد شونده، داماد شونده قبول خانه دامادی، خانه داماد شونده

خلاصه ماشینی: "من به این‌ ملاحظهء او پی برده در مقام جواب از او پرسیدم: -آن مرد خوشبخت که بود؟ دختر با همان وضعیت اولی‌اش به من چشم دوخته ایستاده و تبسم دندان نمایی کرده گفت: -اگر تا حال از حرکت‌های من و از سخنان در اینجا گفته‌ام،که بودن آن جوانمرد را نفهمیده باشید،من آشکارا می‌گویم که آن،شما بودید!شما بودید!که حیله‌های«کفش‌ پیشمانی‌های خواجه اوبانی‌های ما را»کشاده با جسارت تمام به پدرم معلوم کرده،او را مسخره نموده در دام خود کشیدید؛این کار شما بود که مرا دربارهء بواسطهء شما امکانیت‌ ویران کرده شدن بعضی عنعنه‌های دیگر خواجه اوبانی‌ها امیدوار کرد و به این سبب من بشما محبت پیدا کردم و رفته‌رفته این محبت بدرجهء کمال رسید؛این،شما بودید که مرا دوباره‌ زنده دل کرده،دوباره در دل من آرزوهای جوانی را بیدار گردانیدید؛این،شما بودید که من 28 ساله را دوباره به 18 ساله‌گی آوردید؛خلاصه،این،شما بودید که عشق‌اتان‌ مرا به ویران کردن و از پیش برداشته پرتافتن همهء مانعه‌ها وادار کرد؛نهایت،این،شما بودید که من از غلیان جوانی مجبور شدم که در پیش شما سر رضا و تسلیم خم کنم... ما تیاریم که در حال‌ از کیسهء خود طوی کلان کرده عاجزهء خود را به او داده یک فرزند خود را دو نمائیم،-گفت‌ او و علاوه کرد،-در اینجا با ملاها ملاقات کم میافتد؛چه می‌شود که شما در این کار بما یارمندی رسانید و زودتر شهر رفته یگان ملائی را که صفت‌های مذکور در وی راست آیند، یافته،در نظر مردم از جانب او بفرستادن یگان آدم مشهور معتبر برای خواستگاری‌ سبب شوید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.