Skip to main content
فهرست مقالات

سلام آباد

شاعر:

(2 صفحه - از 300 تا 301)

خلاصه ماشینی:

"اگر از ره درآید تشنه کامی‌ چشد خواهی نخواهی نیم جامی‌ چو نتوان آب دریا را کشیدن‌ بقدر تشنگی بتوان چشیدن‌ *** کنار جو بسی خرزهره دارد که از گل‌های زیبا بهره دارد به دشت و باغ آن خرما بنان است‌ که سبز و تر ز سعی باغبان است‌ نخیلاتش به گردون سر کشیده‌ عزیزان خوشه‌ها دربر کشیده‌ یکی چون روی دلبر لعل‌گون ورد یکی مانند چهر مفلسان زرد گر از آن نخل‌ها چینی رطب را ز شیرینی بدوزد لب به لب را چو خرما از طبیعت بهره‌ور هست‌ ز هر شهدی که یابی نیک‌تر هست‌ بود شیرینی نخل از طبیعت‌ جهان را از جهان بانی ودیعت‌ فرا آوردهء دست بشر نیست‌ چو از آمیزش شیر و شکر نیست‌ سلام‌آباد من خرماستان باد همان خرما بکام دوستان باد *** اگر زارع بکاود یا بکارد زمینش گونه‌گون محصول دارد زمین گر بود بکر و تازه و نو ببار آرد بسی گندم،بسی جو اگر آبش دهی بسیار اگر کود زمین کهنه کمتر می‌دهد سود (*)«سلام‌آباد»باغکی است بیچاره و مسکین در چند کیلومتری خور،و این منظومهء درهم و مشوش را در نابینائی در لندن گفته‌ام و نوشته‌ام که اکنون بسیاری از ابیات آن را نمی‌توانم خواند،مطالبی است در هر مبحث از ادب و شعر و شرح‌زندگانی و افسانه و طیبت‌ و تأسف و یادی از دوستان."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.