Skip to main content
فهرست مقالات

هیچ در هیچ (جهان و هر چه در او هست هیچ در هیچ است)

نویسنده:

(7 صفحه - از 577 تا 583)

کلید واژه های ماشینی : شاه، زمین، باد، سرزمین، مرد، اسب، راز، شهر، رنج، شاه پیتاموس

خلاصه ماشینی:

"پس بامدادان شش تن از ندیمان را بار داد،و راز دل چنین در میان نهاد: «دوستان من!در عمر دراز خویش به مدد شما یاران یکدل و یکجان بسیاری از (*)نویسنده این مقاله از بزرگان است. » نخستین به پای خاست و چنین داد سخن داد:«شاه جهان را درود باد،من پس‌ از سفر دراز به سرزمینی رسیدم که مردم آن نقابهای خندانی به رخ داشتند و همواره فریاد شادی برمی‌آوردند و دائما در رقص و طرب بودند و هرکس آنان را می‌دید بر حالشان غبطه می‌خورد. دومی به پای خاست و چنین داد سخن داد:«خدایگان پاینده باد،من پس‌ از عبور از رودهای خروشان و دریاهای جوشان،به سرزمینی رسیدم که روشنی‌ خیره‌کننده‌ای آنرا فراگرفته بود. سومی به پای خاست و چنین داد سخن داد:«شاه شاهان جاوید باد،من‌ پس از طی هزاران فرسنگ راه به سرزمینی رسیدم که گرد و خاک فراوان به‌ آسمان بلند بود و چشم چشم را نمی‌دید. پرسیدم ای سوخته تن و افروخته جان این سرزمین را چه نام است و این ماجرا چیست؟با غرور و رضای فراوان پاسخ داد:این دیار زیبا و دلربا دیار ایمان و تسلیم است«هذه الحیاة» پنجمی این بگفت و بر جای خود نشست. و از شاه شاهان و پادشاه بزرگ پیتاموس کشورگشا و از آنهمه کشور پهناور و گنجهای بادآور و جاه و جلال بیکران و دانش فراوان او جز این قصه باز نماند که آنرا نیز بگوش باد خوانده و بر روی آب نوشته بودند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.