Skip to main content
فهرست مقالات

عرفان یا االاهیات رندی

نویسنده:

(7 صفحه - از 38 تا 44)

کلید واژه های ماشینی : حافظ ،دین ،عرفانی ،رندی ،شعر حافظ ،IB ،اندیشه ،شعر حافظ شیوۀ تعبیر ،اعتقاد ،دیوان ،اندیشه و شعر حافظ شیوۀ ،شریعت ،قرآن ،تزویر ،دیوان حافظ ،آیین ،انکار ،مبنایی ،واژه‌ها ،زندگی ،تردید ،تعبیر حافظ از دین ،دیوان شعر حافظ ،سخن ،اعتقادات دینی ،روش ،شعر حافظ شعری ،رفتار ،اندیشه حافظ ،شیوۀ

خلاصه ماشینی:

"از این رو حافظ نیز که در این وضعیت اجتماعی آلوده به ریا و دروغ قرار گرفته بود،مانند ولتردین را در کیش و رفتار همین بزرگان عصر خود نشان می‌داد و آن را به پرسش و انتقادمی‌گرفت و به پرخاش و نیشخند می‌بست: {Sواعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند#چون به خلوت می‌روند،خودکار دیگر می‌کنندS}***{Sمی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب#چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنندS}***{Sاین تقویم تمام که با شاهدان شهر#ناز و کرشمه بر سر منبر نمی‌کنمS}***{Sببین که رقص کنان می‌رود به ناله چنگ#کسی که رخصه نفرمودی استماع سماعS}***{Sدور شو از برم واعظ و بیهوده مگوی#من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنمS}***{Sواعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید#من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود؟S}حافظ نیز مانند ولتر آمیختگی و اغتشاش در کار دین را که به دست شریعت حاکم پدیدآمده بود باز می‌شناخت،اما چون مانند او«مردی در حال جنگ بود»هیچ گاه رویه حقیقیدین را سرمشق رفتار و کردار خویش نمی‌گرفت بلکه در یک اقدام واکنشی،زندگی و سلوکپیشوایان دین رسمی را دستاویزی برای روی گردانی و گریز از دین می‌ساخت تا شاید بدین وسیله از سیطره اهل شریعت رهایی یابد،و به دیگران نیز نشان دهد که در دنیای دین،جزدروغ و نادرستی و خیره سری و خشک مغزی هیچ چشم انداز دیگری دیده نمی‌شود،راه ازهر سو بسته است جز راهی که به مستی و رندی و بی‌خبری از اوضاع موجود می‌انجامد: {Sکردار اهل صومعه‌ام کردم می پرست#این دود بین که نامه من شد سیاه از او!S}***{Sحافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی#دام تزویر مکن چون دگران قرآن راS}***{Sمی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب#چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند!S}او چاره فاجعه و راه بیرون رفت از دنیای پیش رو را در دعوت به میکده و مستی و راستیمی‌جوید،تا بدین گونه در برابر دروغ و رایی چیره بر زمانه خویش،گوهر راستی و یکرنگی را به دست آورند،و لکه‌های خودپرستی زاهدانه و عجب خرقه و خانقاه را با آبشراب شست و شو دهند،و یا سرخ رویی و سرافرازی از دنیای سیاه کاران بیرون بیایند: {Sنشاط و عیش و جوانی چو گل غنیمت دان#که حافظ نبود بر رسول غیر بلاغ#ساقی بیار آبی از چشمه خرابات#تا خرقه‌ها بشوییم از عجب خانقاهی..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.