Skip to main content
فهرست مقالات

نظریه پردازی در همگرایی اروپایی، گذر از نظریات فراگیر به نظریات بخشی

نویسنده:

(28 صفحه - از 87 تا 114)

کلیدواژه ها : اروپا ،نظریه‌پردازی ،همگرایی ،اتحادیه اروپایی ،منطقه‌گرایی

کلید واژه های ماشینی : همگرایی ،اروپایی ،اتحادیه اروپا ،سیاسی ،نظریه‌پردازی در همگرایی اروپایی ،کارکردگرایی ،فدرالیسم ،نظریات فراگیر به نظریات بخشی ،نظریات فراگیر ،اجتماعی ،دولتها ،مدل ،اقتصادی ،روند ،نظریه کارکردگرایی ،انطباقی ،بازیگران ،میان ملتی و فدرالیسم اروپایی ،جامعه ،شهروندان ،جامعه اروپایی ،ملی ،مطالعات ،سیاست ،نظریات بخشی ،تغییر نظریه‌پردازی همگرایی اروپایی ،مطالعه اتحادیه اروپا ،روند همگرایی اروپایی ،نظریات همگرایی اروپایی مورد توجه ،به‌سوی نظریات بخشی

ظهور و توسعه نهادهای سیاسی،اجتماعی ،و اقتصادی در اتحادیه اروپایی که همگی‌ گسترش و تعمیق همگرایی را هدف دارند جایگاه ارزشمندی را برای مطالعات نظری‌ ایجاد کرده است.انجام تحقیقات پیرامون تحولات اتحادیه اروپایی به عنوان یک زیر شاخه‌ تخصصی بدون شناخت ابعاد نظریه پردازی در گذشته و حال موضوع همگرایی اروپایی‌ امکان‌پذیر نیست.در این مقاله کوشش شده است با بررسی رویکردهای اصلی نظریه پردازی‌ در همگرایی اروپایی،روندتکامل این نظریات از نظریات فراگیر با نگرش تک سطحی به‌ سوی نظریات بخشی که تاکید بر مطالعه چند سطحی دارند ترسیم شود.در ابتدای مقاله با طرح‌ مسئله روند جدید مطالعات نظری که می‌کوشد شیوه توجه به چند سطح تحلیل را جایگزین‌ مطالعات فراگیر مبتنی بر یک سطح تحلیل کند،اهمیت بازنگری در نظریات همگرایی اروپایی‌ مورد توجه قرار گرفته است.در قسمت بعدی،نظریات فراگیر شناخته شده مرتبط با همگرایی‌ اروپایی با تکیه بر آخرین نوشته‌ها ارزیابی شده و در این رابطه تئوری‌های کارکردگرایی،نو کارکردگرایی،میان ملتی،فدرالیسم،وابستگی متقابل و میان دولتی به بحث اجمالی گذاشته‌ شده‌اند.در ادامه به نظریات جدیدی پرداخته شده است که رویکردی متفاوت با نظریات قبلی‌ دارند و می‌کوشند در قالب‌های جدید ترکیبی و یا فرارشته‌ای مسائل همگرایی اروپایی را ارزیابی کنند.

خلاصه ماشینی:

"1. طرح مسئله:ضرورت انتقال از نظریات فراگیر و بزرگ به نظریات‌ بخشی: اسکات برچیل شش معیار را برای یک مدل و یا الگوی سازمان یافته روابط متقابل‌ متغیرها که قادر باشد عنوان نظریه(تئوری)را به خود اختصاص دهد مطرح می‌سازد از نظر وی الگوی پیشنهادی باید -امکان شناخت و درک یک پدیده و یا روند را مهیا سازد؛ -روابط متقابل متغیرها را روشن سازد؛ -پیش‌بینی وقایع را تا حدی امکان‌پذیر کند؛ -از انسجام و ثبات مفهومی برخوردار باشد و در مفروضه‌های آن شاهد تضاد نباشیم؛ -دورنما(پرسپکتیو)را نیز تا حدی ترسیم کند -ظرفیت خودباروری و مقابله نظری با نظریات متعارض را داشته باشد( Burchill . بن روزاموند در اثر ارزشمند خود تحت عنوان«نظریات همگرایی اروپایی»به‌ چهار رویکرد مطالعات همگرایی اروپایی در گذشته اشاره می‌کند: -مطالعه اتحادیه اروپا به عنوان یک سازمان بین المللی -مطالعه اتحادیه اروپا به عنوان فرایند پویا در سیاستگذاری‌ها -مطالعه اتحادیه اروپا به عنوان یک پدیده منطقه‌گرایی در اقتصاد سیاسی جهانی -مطالعه اتحادیه اروپا به عنوان یک پدیده منحصر به فرد که بررسی آن امکان طرح‌ یک مدل و الگوی نظری را ایجاد نمی‌کند،زیرا که روابط متقابل میان متغیرها فقط در قالب این اتحادیه و قاره اروپا شکل می‌گیرد. نمودار فرایند همگرایی در اتحادیه اروپا(نظریه میان حکومتی) (به تصویر صفحه مراجعه شود) در مرحله اول هریک از دولتها یکسری ترجیحات و اولویت‌ها در یک موضوع‌ دارند و همچنین دارای درجه‌ای از قدرت‌چانه زنی هستند که مقدار این قدرت خود به متغیرهای متعدد دیگری متکی است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.