Skip to main content
فهرست مقالات

دو تعزیه (تصویر نامه مجلس شهادت حضرت عباس (ع) و حر)

نویسنده:

ISC (14 صفحه - از 319 تا 332)

کلیدواژه ها :

عشق ،صفا ،عاشورا ،مردانگی ،‌ حریت ،وفا ،تاسوعا

کلید واژه های ماشینی : حر، راوی، عشق، سروش، تصویر، آب، دریا، عاشورا، قطره، خاک

به تصویر کشیدن «عین معرفت» و «عشق مجسم» و «اسطوره‌ی مردانگی»، همچنین بیان و تصویر هنر آزادگی و حریت و حرکتی از عالم ماده به سمت جهان ملکوت؛ قلمی در خور و هنرمندان را می‌طلبد، دو تصویر‌نامه‌ای که پیش رو دارید اینهمه را در خود جای داده است.

خلاصه ماشینی:

"] راوی (بدون آنکه دیده شود) می‌خواند: وقتی که بادبان شرحه شرحه می‌شود از دور دست ساحل شور ترانه‌ای لحظه‌ها را شیرین نمی‌کند جوابی از شما نمی‌خواهم ـ و حتی قطره‌ی آبی ـ ای قطره‌های زخم خورده ای آذین بندان گلبنی که در شقیقه‌ی باغ ـ به دقیقه‌ای شگفت ـ در کرانه‌های بهاری شکفت و ترانه‌ا‌ی از نور و رایحه سر داد جوابی از شما نمی‌خواهم اگر چه خود پرسشی بی‌بادبانم فرو غلتیده در گرداب سر در گم اندوه… آه … کاش پیش از سفر گلوی شما را بوسیده بودم! خدا می‌داند که چه دردل دارد!‌ [با هر قدم تاختن رنگ زمینه از سیاهی به روشنی و سپس سرخی می‌گراید] سروش: این همان «حر» است که تا ساعاتی پیش هنوز زنجیر از دست و پا بازنکرده بود!‌ از وادی «طلب» گذشته و پا در مسیر«عشق» گذاشته! راوی: مگر نخستین بار هم او نبود که راه بر حسین بست؟ سروش: راه برخود بسته بود!‌ اینک از بن بست خود رهایی یافته و به جانب خدائیان شتافته!‌ / خمار انکار بود/ مست می‌شود! * * * : [کشتی کشتی اگر گناه آوردیم / غم نیست که رحمت تو دریا دریاست!] راوی: این حر است فراروی حسین ایستاده و سر به زیر افکنده؟ سروش: پیـر مغـان ز تـوبـه‌ی مـا گر ملول شد گو باده صاف کن که به عذر ایستاده‌ایم! راوی: اینک دریا شد حر؟ [سقوط چند قطره خون در زلال شفاف چشمه‌ای] سروش: او نیک می‌دانست: از رود تا دریا راه درازی نیست رودی که از خود بگذرد دریاست!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.