Skip to main content
فهرست مقالات

ناکارآمدی دانشگاه در روند پیشرفت علمی و فرهنگی کشور

نویسنده:

ISC (34 صفحه - از 47 تا 80)

کلیدواژه ها : دانشگاه ،توسعه‌ی علمی ـ فرهنگی ،کمیت گرایی ،آموزش مداری ،هویت دانشجویی

کلید واژه های ماشینی : دانشگاه ،فرهنگی ،آموزش ،آموزش عالی ،توسعه‌ی ،پیشرفت ،جامعه ،علمی ،اجتماعی ،ایران ،غرب ،تمدن ،نهاد ،نظام‌های آموزش عالی ،دانشجویان ،اقتصادی ،پژوهش ،جوامع انسانی با انباشتگی علم ،تمدن غرب ،توسعه‌ی علمی ـ فرهنگی ،فرنگی ،روند پیشرفت علمی و فرهنگی ،نظام آموزشی ،نظام ،اروپا ،کارنامه‌ی مراکز آموزش عالی ،توسعه‌ی ملی ،نظام آموزش عالی کشور ،نهاد دانشگاه ،فرهنگی کشور

نام «دانشگاه» در جوامع انسانی با انباشتگی علم، پژوهش و فرهنگ مترادف است. حضور و فعالیت نهاد دانشگاه در یک جامعه، نویدبخش تحول ژرف در اخلاق رفتاری شهروندان و گسترش فرهمندی و فرهیختگی در عرصه‌ی تصمیم‌گیری‌ها است. آنگاه که جامعه‌ای عزم توسعه نماید، این دانشگاه است که با تأثیرپذیری از روند توسعه‌ی عمومی کشور، با تأمین نیروی انسانی لازم، کنش‌گری خود را به اثبات می‌رساند. گرچه سابقه‌ی تلاش به منظور جبران عقب ماندگی‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در کشور ما به سالیان دراز گذشته بازمی‌گردد، لکن رویداد انقلاب اسلامی ـ که طی آن همه‌ی آحاد ملت عزم جدی خود را در جهت تحقق این هدف والا به اثبات رساندند ـ نقطه عطفی در این بین محسوب می‌شود. نهاد دانشگاه نیز به عنوان جزئی از این مجموعه‌ی بزرگ، سعی بر آن داشت تا با تحقق کارکردهای مورد انتظار، رسالت خود را به انجام رساند، اما مروری بر کارنامه‌ی مراکز آموزش عالی پس از انقلاب، بیانگر آن است که این کارکرد چندان رضایت‌بخش نیست. برخلاف دیدگاه برخی که با الهام از نظریه‌ی توطئه، همواره علل ناکارآمدی را در خارج از پدیده‌های مورد نظر جستجو می‌کنند، این قلم بر این باور است که به منظور بهینه‌سازی علمکرد آموزش عالی در روند توسعه‌ی علمی ـ فرهنگی کشور، ریشه‌یابی درونی ناتوانی این مراکز طی سالهای پس از انقلاب ضرورت دارد. و از این رو طی نوشتار حاضر، ضمن بررسی نقش و جایگاه دانشگاه در فرآیند توسعه‌ی علمی ـ فرهنگی کشور، مشکلات ساختاری در نحوه‌ی کارکرد این نهاد از جمله کمیت گرایی، آموزش مداری و ابهام در هویت دانشجو را مورد کنکاش قرار می‌دهد.

خلاصه ماشینی:

"گرچه رویداد انقلاب بزرگ اسلامی مردم ایران در سال 1357 در اعتراض به روند نامطلوب آموزشی کشور و در راستای جبران ضعف و ناکارآمدی‌های آن در نیل به توسعه و پیشرفت، صورت گرفت و نویدبخش تحولات ژرفی در عرصه‌ی آموزش کشور گردید؛ لکن به دلیل تحت‌الشعاع امور دیگر قرار گرفتن و فقدان مطالعات جدی و برنامه‌ریزی در این زمینه، دستیابی به یک نظام آموزشی کارآمد تا مقطع حاضر هنوز تحقق نیافته است. (1) گالبرایت معتقد است گرچه این حق مسلم مسؤولان (خواص) جامعه است که نوع و رشته‌ی تحصیل و تحقیق جوانان را با مقتضیات رشد اقتصادی و برنامه‌های توسعه‌ی ملی هماهنگ سازند و استعدادهای دانشجویان را به میزان احتیاجات مملکتی در میان رشته‌های مختلف علوم و تکنولوژی تقسیم کنند، با این حال نباید از حق انتخاب و آزادی دانشجویان در انتخاب نوع و رشته‌ی تحصیلی و پژوهشی غافل ماند و از هر مداخله و حتی راهنمایی که متضمن تحدید آزادی و اختیار فردی باشد، اجتناب ورزید؛ (2) چه آنکه چنین اقدامی نوعی ارشاد و هدایت از منظر مسؤولان و متولیان امور تلقی شود، اما زیاده روی در این راه باعث آن می‌گردد که دانشجویان خود را عناصری فاقد اراده تصور کنند و در تکاپو به منظور دستیابی به هویت موردنظر خود، اقداماتی که چه بسا جنبه‌ی ناهنجاری عمومی داشته باشد انجام دهند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.