Skip to main content
فهرست مقالات

کعبه چشم از نگاه تا رنگ:‌ بررسی واژه چشم در ادبیات فارسی و عرب

نویسنده:

ISC (14 صفحه - از 71 تا 84)

چشم عجیب ترین عضو آدمی است و در بدن جایگاهی ممتاز دارد. قدرت نمایی این عضو کوچک قلمرو وسیعی از مضامین ادبی را به زیر فرمان خود کشیده و معانی و عواطفی متضاد چون عشق و نفرت، مهربانی و سنگدلی، دوستی و دشمنی، خشم و بخشش، اندوه و شادی، صداقت و ریا و بسیار چیزهای گفتنی و ناگفتنی دیگر را در برد گسترده خود گنجانده است. ادبا و شعرا و حتی منابع دینی به این عضو بیش از اعضای دیگر بدن توجه نموده اند. در قرآن کریم، با اشاره به داستان حضرت یوسف و درد پدر در فراق او، آمده است: و تولی عنهم و قال یا اسفی علی یوسف و ابیضت و عیناه من الحزن فهو کظیم. (یوسف 84:12) در ادبیات فارسی و ادبیات عرب برای چشم منزلت دیگری قایل شده اند. حس بینایی در ادبیات عرب به صور گوناگون توصیف شده است. این حس گاهی به مجموع چشم و پلک نسبت داده شده و گاهی سیاهی چشم حامل آن شمرده شده است. چشم، در هر دو زبان، حامل انواع تشبیه و استعاره و مجاز و کنایه است. شواهدی از آن است: در ادبیات فارسی به معنی «چشم زخم، چشزخ، چشمزخ، نظر، چشم بد» در فارسی، که معادل آن «عین الکمال» است د رعربی. (لغت دهخدا)

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.