Skip to main content
فهرست مقالات

تهاجم تبلیغاتی در گذشته تاریخ

نویسنده:

ISC (14 صفحه - از 89 تا 102)

کلید واژه های ماشینی : حضرت موسی ،ساحران ،تهاجم تبلیغاتی ،هامان ،مصر ،مردم ،اژدها ،شکست ،جادوگران ،عصای ،تهاجم تبلیغاتی علیه حضرت موسی ،شریفه ،دست حضرت موسی ،برج ،تفسیر ،ساحر خواندن حضرت موسی ،مسأله تهاجم تبلیغاتی ،ایمان ،تهاجم تبلیغاتی فرعون ،رسالت حضرت موسی ،قتل حضرت موسی ،قتل رساندن حضرت موسی ،شکست دادن حضرت موسی ،شکست تبلیغاتی فرعون ،مردم علیه حضرت موسی ،برخورد حضرت موسی ،مردم به حضرت موسی ،تبلیغات و تهاجم تبلیغی ،شخصیت حضرت موسی ،خدا و رسالت حضرت موسی

خلاصه ماشینی:

"فرمود: قال الم نربک فینا ولیدا و لبثت فینا من عمرک سنین* و فعلت فعلتک التی و انت من الکافرین* قال فعلتها اذا و انا من‌الضالین* ففررت منکم لما خفتکم فوهب لی ربی حکما و جعلنی من‌المرسلین* و تلک نعمة تمنها علی ان عبدت بنی اسرائیل* قال فرعون و ما رب‌العالمین* قال رب السموات والارض و ما بینهما ان کنتم موقنین* قال لمن حوله الا تستمعون* قال ربکم و رب ابائکم الاولین* قال ان رسولکم ارسل الیکم لمجنون* قال رب المشرق و المغرب و ما بینهما ان کنتم تعقلون* قال لئن اتخذت الها غیری لأجعلنک من المسجونین* قال اولو جئتک بشی‌ء مبین* قال فات به ان کنت من الصادقین* فالقی عصاه فاذا هی ثعبان مبین* و نزع یده فاذا هی بیضاء للناظرین* قال للملاء حوله ان هذا لساحر علیم* یرید ان یخرجکم من ارضکم‌بسحره فماذا تامرن* قالوا ارجه و اخاه و ابعث فی‌المدائن حاشرین* یاتوک بکل سحار علیم* «فرعون گفت: مگر وقتی نوزاد بودی تو را نزد خویش پرورش ندادیم و سالها از عمرت را میان ما بسر نبردی؟* کار خود را کردی و از ناسپاساسان بودی* گفت: آن کار هنگامی کردم که از راه بیرون بودم* و چون از شما بیم داشتم از دستتان گریختم و پروردگارم فرزانگیم داد و از پیغمبرانم کرد* مگر این نعمتی است که منت آن به من می‌نهی که پسران بنی اسرائیل را به بردگی گرفته‌ای؟* فرعون گفت: پروردگار جهانیان چیست؟* گفت: پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میانه آن دو است اگر اهل یقینید* به اطرافیان خود گفت هیچ می‌شنوید چه می‌گوید* گفت: پروردگار شما و پروردگار پدران قدیمتان* گفت بی گفتگو پیغمبری که سوی شما فرستاده شده دیوانه است* گفت: پروردگار مشرق و مغرب و هر چه میانه آن دو است اگر فهم دارید* گفت: اگر خدایی غیر من بگیری زندانیت می‌کنم* گفت: و حتی اگر تو را معجزه‌ای روشن آورده باشم* گفت: اگر راست می‌گویی بیاور آن را* موسی عصای خود بیانداخت و در دم اژدهایی هویدا گشت* و دست خویش بیرون آورد، همه دیدند که سفید و روشن بود* به بزرگان اطراف خود گفت: عجب جادوگر ماهری است* که می‌خواهد شما را به جادوی خویش از سرزمینتان بیرون کند، بنابر این چه رأی می‌دهید* گفتند: وی را با برادرش نگهدار و مأمورین جمع‌آوری به شهرها فرست* تا همه جادوگران ماهر را پیش تو آورند»."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.