Skip to main content
فهرست مقالات

نکته ها (14)

نویسنده: ؛

بهار 1386 - شماره 49 (16 صفحه - از 107 تا 122)

قدما به خصوص شیخ طوسی در بررسی روایات، بیشتر به جمع آوری قراینی همچون اعتماد اصحاب به مؤلفات و عمل یااعراض آنها نسبت به روایات اهتمام می ورزیدند، هر چند بررسی سند روایت نیز از نظر آنان دور نبود. اما علامه حلی اولویت نخستین را بر بررسی سند روایات نهاد و نیم نگاهی نیز به قراین و شواهد جانبی داشت. این روش پس از علامه توسط شهیدین و دیگران گسترش یافت، تا اینکه مقدس اردبیلی و شاگردان وی بیش از دیگران به پر رنگ کردن جنبه های بررسی سند و وضع قواعدی سخت گیرانه در پذیرش سند روایات و بی اعتنایی به اقوال و عمل مشهور پرداختند و مکتبی را که علامه حلی پایه گذار آن بود به مرتبه ای رساندند که زمینه ساز تولد جنبش اخباریان شد. دیدگاه تاریخی ما در قبال دوره نخستین بعد از عصر غیبت، یعنی از زمان شیخ مفید، صدوق و کلینی تا زمان ابن ادریس ومحقق حلی هر چه باشد، بدون تردید ارزیابی سنت منقول از زمان علامه حلی (726 ه) دستخوش تغییراتی گردیده است. دراین بین همه اتفاق نظر دارند که شیوه متقدمین در ارزیابی روایات و احادیث و برخورد با آنها، در درجه اول مبتنی بر نظام قراین بوده است. این سؤال باقی است که آیا اساس و مرجع در ارزیابی حدیث نزد متقدمین، یقین بوده است یا اعم از یقین واطمینان، یا وثوق یا خبر واحد بدون حصول یقین، اطمینان و وثوق به گونه تعبدی برای آنان معتبر بوده است؟ شکی نیست که مجال و زمینه نظام قراین باز بوده و از چارچوب وسیعی برخوردار بوده است و همچنین نظریه اجماع در اوج خود قرار داشته است، همان گونه که اعراض اصحاب از خبر واحد یا عمل ایشان به آن از اعتبار فراوانی برخوردار بوده است همچنان که کاربرد آن به صراحت آن گونه که در بررسی دیگری آمد((191)) نزد محقق نجم الدین حلی(676 ه) دیده می شود. بعد از ایشان نوبت به احمد بن طاووس، که نقش بنیادینی در تاسیس علم رجال به صورت انتقادی ایفا کرد و سپس به علامه حسن بن یوسف بن مطهر حلی (726 ه)، که تحولی را در نظریه سنت منقول ایجاد نمود، رسید.

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.