Skip to main content
فهرست مقالات

نگو نمی توانم

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : آشپزخانه، استثنایی، مادر بزرگ، معلم، مادر بزرگ از اتاق صدایم، دانش‌آموزان، پدر و مادرم، کلاس درس، مادر بزرگ صدا، مادر بزرگ جواب

خلاصه ماشینی:

"خیلی از کارهای ساده مثل پوست‌کندن‌ میوه،لباس‌پوشیدن،بستن بند کفش و دستشویی رفتن،برایم‌ مشکل بود و کم‌کم توانستم در این کارها،به کمک معلمم،مهارت‌ پیدا کنم. یک روز قرار بود پدر و مادرم به مسافرت بروند و بنا به دلایلی نمی‌توانستند مرا همراه‌ داشته باشند،بنابراین مرا نزد مادر بزرگ پیرم گذاشتند و رفتند. اتاق را پیدا کردم و کلید را برداشتم،ولی نمی‌توانستم از آن‌ استفاده کنم مادر بزرگ گفت کلید را در سوراخی که زیر دستگیره‌ است بچرخان،خودت امتحان کن،حتما موفق می‌شوی. با ذوق و شوق او را بغل کردم و گفتم: بالاخره توانستم پیدایت کنم مادر بزرگ خندید و گفت:البته که‌ می‌توانی دختر گلم. بعدها فهمیدم پدر و مادرم‌ به مسافرت نرفته بودند و مادر بزرگم این نقشه را طرح کرده بود تا مادرم دست از دلسوزی‌های بیش از اندازه بردارد و مدتی از من دور باشد تا بتوانم خود را باور کنم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.