Skip to main content
فهرست مقالات

فلسفه قدیم و جدید غرب؛ تفاوت مبانی و نقش دکارت در آن

نویسنده:

ISC (5 صفحه - از 93 تا 97)

کلید واژه های ماشینی : فلسفه ،دکارت ،خدا ،علم ،فلسفه قدیم و جدید ،عقل ،فلسفه جدید ،یقین ،ارسطو ،دانش ،معرفت ،انسان ،متافیزیک ،دوره قرون‌وسطی علم نظری ،یونان ،قرون‌وسطی ،طبیعت ،جسم ،برتری ،ذهن ،نظری ،فلسفه دکارت ،کار ،شناخت ،ذات ،اصول ،دوره جدید ،مؤسس علم و فلسفه جدید ،هستی ،جزئی

خلاصه ماشینی:

"» (4) بنابراین، در حالی که در دوره یونان و حتی دوره قرون وسطی علم نظری غایتش را در خودش داشت و از ارزشی ذاتی برخوردار بود که به همین سبب اشرف علوم به شمار می‌آمد و پرداختن به آن کار فیلسوف حقیقی بود و برترین اشتغال برای فیلسوف «تئوریا» یا به تعبیر مدرسیان «contemplatio» که ارتباطی با عمل یا «Operatio» نداشت، اما در دوره جدید و به ویژه در اندیشه بیکن و دکارت، علم آن است که به کاری آمده و در خدمت هدفی باشد؛ هدفی که بیرون از خود علم است. » (13) بنابراین، در حالی که در قرون وسطی یقین انسانی حاصل وحی و تعالیم کلیسا بوده و تاریخ عبارت از تاریخ فلاح و رستگاری انسان می‌باشد و علم انسان نیز مقید به تعین کیفیت و تسهیل این امر بوده و منحصر در تعالیم دینی است که یقین به سایر امور نیز از یقین به کلام خدا و حجیت آن حاصل می‌شود، اما در دوره جدید، انسان می‌خواهد خود را از مرجعیت و حجیت دین و کلیسا و تعالیم آن برهاند و از این‌رو، مستقل از یقین ایمانی و با مساعی خویش درصدد برمی‌آید نسبت به موجودیت انسانی خویش در میان سایر موجودات مطمئن شده، یقین حاصل کند. البته غیر از مبانی بیان شده در این مقاله، اصول و مبانی دیگری وجود دارند که می‌توان از آن‌ها به عنوان موارد جدا کننده فلسفه قدیم از فلسفه جدید در اندیشه غرب یاد کرد که در این‌جا از تشریح سایر موارد به دلیل پرهیز از اطاله بحث خودداری می‌شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.