Skip to main content
فهرست مقالات

سلام آباد

(2 صفحه - از 507 تا 508)

خلاصه ماشینی:

"سلام آباد زنی زیبا چو باشد مهربان به‌ و لیکن شرح آن در داستان به شنیدم ابن سفیان حاکم شام‌ به کاخ خویشتن می‌بود بر بام‌ یکی مرد عرب را دید از دور که می‌آمد ز ره بی‌تاب و رنجور به خاصان گفت بالله هرکه باشد برآرم حاجتش را هرچه باشد عرب آمد به دربار خلیفه‌ تمنا کرد زنهار خلیفه‌ بگفت از حاکم یثرب بنالم‌ که آن ظالم جدا کرد از عیالم‌ ربود از بهر مهر خویشتن را ستمگر حاکمت خاتون من را چو بشنید این حکایت‌پور سفیان‌ نوشتن نامه‌ای را داد فرمان‌ که ای ظالم ترا دادم امیری‌ نفرمودم زن مردم بگیری‌ زن مرد عرب زی شام بفرست‌ چو این کردی به من پیغام بفرست‌ چو حاکم خواند فرمان خلافت‌ دلش آکنده شد از بیم آفت‌ جوابش داد کای دانا خلیفه‌ که نبود چون تو در دنیا خلیفه‌ رها کردم زنک را با صد افسوس‌ که می‌گردد بدرگاهت زمین بوس‌ ولی گر جملهء دنیا ببینی‌ به دنیا در چنین زیبا نبینی‌ چه ابروئی،چه چشمانی،چه موئی! از نامهء مروان بن الحکم عامل مدینه در جواب معاویه در وصف«سعدی»: اعذر فانک لوا بصرتها لعجرت‌ فیک الامسانی علی امثال انسان‌ فسوف تأتیک شمس لیس یدرکها عند الخلیفة من انس و لا جان"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.