Skip to main content
فهرست مقالات

یادداشت های سفر بلغارستان (4)

گزارشگر:

(8 صفحه - از 513 تا 520)

کلید واژه های ماشینی : بلغارستان، زن، دریا، شهر، وارنا، تسبیح، خاطره، جوان، آب، مرد

خلاصه ماشینی:

"پس از چند دقیقه به کنار دریا رسیدیم عده‌ای بر کناره پراکنده بودند ولی هنوز کسی به درون آب نرفته- بود. ****** بعد از ظهر به دیدن مرکز شهر رفتیم که بیش از نیم ساعت با اتومبیل راه بود. در قلب شهر کلیسای جامع وارنا قرار دارد که در قرن نوزدهم در زمان استیلای ترک‌ها ساخته‌شده است،و همان سبک بیزانسی عثمانی در آن به کار رفته است. چون روز اول ماه مه بود و جشن بزرگ کارگری،شهر سراپا تعطیل بود، ولی خیابان‌ها پر بود از مردمی که برای گردش از خانه بیرون آمده بودند؛بعضی‌ از جوان‌ها به نشانهء جشن انقلاب کارگری،پیراهن شله قرمز بر تن داشتند. شهر،در این قسمت نوسازی شده بود،با بناهای چند طبقه که بعضی هنوز در دست ساختمان بود. با آنکه دنیای سرمایه‌داری بسیار پر آب و رنگ و متنوع است،این اجتماع‌ بی‌آلایش لطف خاص خود را داشت که من نتوانستم از احساس ستایش نسبت به‌ آن خودداری کنم،نه شر و شوری در آن بود و نه خودنمائیهای ناشی از سیادت پول. مدتی است از زیر خاک بیرون آمده است و قدمت آنها از قرن دوم میلادی‌ (1)-شعر مرد و دریا،ملال پاریس و گلهای بدی به این سوست،چون درش بسته بود،از همان بیرون تماشا کردیم. البته این جزء کوچکی از کار است،بقیه بناها هنوز زیر خاک است که شهر کنونی روی آن‌ قرار دارد. چون به ساختمان بزرگی که هنوز حالت‌ مستحکم و با هیمنه‌ای داشت رسیدیم،یکی از دو مرد گفت:«این‌جا زندان بود (حدود پنجاه سال پیش). بلغارستان که کشوری روستائی-شبانی بوده است،از این جهت نیز برای‌ من دلنشین بود که یادآور زندگی روستائی-شبانی محیط کودکی من می‌شد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.