Skip to main content
فهرست مقالات

خودگرایی و دگرگرایی در فلسفه اخلاق

نویسنده:

مترجم:

(3 صفحه - از 53 تا 55)

کلید واژه های ماشینی : خودگرایی ،خودگرایی اخلاقی ،خودگرایی روان‌شناختی ،دگرگرایی در فلسفه اخلاق ،خیر ،خودگرایی روان‌شناختی برداشت ،خودگرایی و دگرگرایی ،سودگرایی ،خودگرایان ،هدف غایی فرد توجیه ،نظریه‌ای اخلاقی ،خودگرایان نمی‌توانند توجیه ،شیوه‌های دفاع از خودگرایی اخلاقی ،رد خودگرایی اخلاقی ممکن ،ذات ،خودگرایی روان‌شناختی اثبات ،فرد ،دگرگرایی خیر ،هدف غایی انسان ،رفاه ،توجیه ،حب ذات ،رفتار ،منافع ،خودگرایی اخلاقی به کار ،خودگرایی روان‌شناختی و رد ،خودگرایان روان‌شناختی ،اشاره به خودگرایی اخلاقی ،نسبت به خودگرایی اخلاقی ،توجیه دگرگرایانه

هنری سیجویک (Henry Sidgwick) خودگرایی (egoism) را نظریه‌ای اخلاقی می‌داند که شبیه با سودگرایی (utilitarianism) است. سودگرایان بر آن هستند که فرد باید در صدد حداکثر کردن خیر و خوبی همه انسان‌ها در جهان باشد. در عوض، خودگرایان معتقدند که تنها خوبی‌ای که فرد باید در نهایت به دنبال آن باشد، خوبی خود اوست. باید این نوع از خودگرایی را (که غالبا «خودگرایی اخلاقی» خوانده می‌شود) از این فرضیه تجربی که انسان‌ها درصدد حداکثر کردن خوبی خودشان هستند (خودگرایی روان‌شناختی)، تمییز نهاد. خودگرایی اخلاقی، می‌تواند با رفتاری که به نفع دیگران است موافق باشد؛ چرا که غالبا بهترین راه برای ارتقای خیر و خوبی روابط مشترک است، اما خودگرایان نمی‌توانند توجیه دگرگرایانه برای این‌گونه مشارکت‌ها را بپذیرند. در واقع، دگرگرایی خیر دیگران را صرفا به خاطر خود ایشان می‌خواهد، در حالی که خودگرایان تأکید می‌کنند که هدف غایی انسان باید صرفا خیر خودش باشد. یکی از شیوه‌های دفاع از خودگرایی اخلاقی این است که خودگرایی روان‌شناختی اثبات شود و آن‌گاه گفته شود ه الزام‌ها و تکالیف ما نمی‌توانند فراتر از توانایی‌های ما باشند. در واقع، اگر ما [ذاتا خودگرا هستیم و] گریزی از حداکثر کردن رفاه و خوشی خود نداریم، نباید خود را پای‌بند معیاری بدانیم که خواستار خودخواهی کمتری است، اما این دفاع به طور گسترده‌ای رد شده است؛ چرا که خودگرایی روان‌شناختی برداشت بسیار ساده‌انگارانه‌ای از رفتار آدمی است. علاوه بر آن، خودگرایی ناقض درک ما نسبت به بی‌طرفی (و انصاف) است و هیچ واقعیتی درباره خود فرد نیست که خارج کردن منافع دیگران را از هدف غایی فرد توجیه کند. اما نوع متفاوتی از خودگرایی وجود دارد که در جهان باستان رشد و نمو یافته و این نقد آسیبی به آن نمی‌رساند. بر اساس این نوع خودگرایی، خیر فرد عمدتا یا منحصرا متضمن عمل فضیلت‌آمیز می‌باشد و بنابراین، چنانچه منافع شخصی به درستی درک شود، بهترین راهنمای ما خواهد بود.

خلاصه ماشینی:

"نحوه برخورد خودگرایی با دگرگرایی لازم نیست که مدافع خودگرایی از اموری نظیر محبت به دیگران، احساس دلسوزی یا کارهای نیکوکارانه ناخرسند باشد؛ زیرا خودگرایان می‌توانند استدلال کنند که این علایق اجتماعی ابزار مؤثری برای دستیابی به اهداف خود فرد می‌باشد؛ مثلا، عقل متعارف حکم می‌کند که رفتار دگرگرایانه (altruistic behaviour) ـ یعنی رفتاری که به قصد کمک به دیگران باشد ـ غالبا هنگامی که دیگران را به پاسخی از همین نوع وادارد، سودمند است؛ [در واقع] منفعتی که با پاسخ متقابل دیگران، نصیب فرد نیکوکار می‌شود، ممکن است بیش از ضرر اندکی باشد که با انجام اعمال نیکوکارانه ساده متوجه او شده است. اما، حتی اگر انسان [دیدگاه سیجویک را] بپذیرد، باز ممکن است این سؤال را طرح کند که آیا گزینش خودگرایی و برتری دادن آن بر سایر نظریه‌های جایگزین، دلایل خوبی دارد یا خیر؛ چرا باید همیشه فدا کردن خیر خود، در جهت تأمین خیر بیشتر دیگران اشتباه باشد؟ اگر از دست دادن اندکی از رفاه خود می‌تواند منافع عظیمی برای دیگران به ارمغان آورد، پذیرش از دست دادن آن رفاه اندک، چه اشکالی دارد؟ خودگرایان ممکن است در این مرحله به خودگرایی روان‌شناختی پناه ببرند. هرچند اثبات و تأیید خودگرایی روان‌شناختی و رد خودگرایی اخلاقی ممکن است ـ یعنی ممکن است بپذیریم که ما به لحاظ سرشت و ماهیت انسانی خود نهایتا خود محور هستیم ولی در عین حال، رفتار خودمحورانه را به عنوان یک شر محکوم کنیم ـ با این حال، فیلسوفان اندکی هستند که این آمیزه را آمیزه خوشایندی تلقی کنند؛ زیرا چگونه می‌توان معیاری را که قادر به دستیابی به آن (و عمل بر اساس آن) نیستیم، قابل قبول دانست، بنابراین، ممکن است پاسخ خودگرایان به این پرسش ما که «چرا نباید خیر خود را به خاطر دیگران فدا کنیم؟» این باشد که تأکید کنند ما نباید معیارهای غیر ممکن را بر خود تحمیل کنیم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.