Skip to main content
فهرست مقالات

تاریخ بختیاری

(16 صفحه - از 720 تا 735)

کلید واژه های ماشینی : بختیاری ،جعفر قلی خان بختیاروند ،جعفر قلی خان ،جعفر قلی خان پسر حبیب‌اله ،جعفر قلی خان پسر حبیب ،قلی خان پسر حبیب‌اله خان ،کلب‌علی خان برادر جعفر قلی ،کلب‌علی خان ،روزی جعفر قلی خان بختیاروند ،خان بختیاروند پدر جعفر قلی ،بختیاروند پدر جعفر قلی خان ،جعفر قلی خان بختیاروند شخصی ،خان برادر جعفر قلی خان ،معتمد الدوله ،محمد تقی‌خان چهارلنگ ،پسران جعفر قلی خان برادرش ،محمد تقی‌خان ،منوچهر خان معتمد الدوله ،جنگ ،ایلات ،خان پدر جعفر قلی خان ،جعفر قلی خان پسر اسد ،قلی خان پسر اسد خان ،کوه ،حسینقلی خان ،خان پسر اسد خان بختیاروند ،بختیاری ترکتازی میکرد محمد تقی‌خان ،قلی خان بختیاروند با جعفر ،خان چهارلنگ ،خان بختیاروند با جعفر قلی

خلاصه ماشینی:

"محمد تقی خان نواده رشید خان برادر علیمردانخان سابق الذکر است که پس‌ از نادرشاه چند سالی زمام سلطنت را در دست گرفته بود رویهمرفته مرد لایق و کاردانی‌ بود علاوه بر اینکه افکاری بلند در راه ترقی و پیشرفت بختیاری داشت در خصوص‌ خوزستان نیز بطور کلی نقشه‌های عمرانی سودمندی در سر میپرورانید مستر راولن سن که‌ این شخص هم یکی از سیاحان و مأمورین سیاسی دولت انگلیس بود و در همان زمان که‌ مستر لیارد در بختیاری بود او هم در آن منطقه رفت‌وآمد داشته و با محمد تقی خان نیز ملاقات کرده بوده است در یادداشت‌های خود چنین مینویسد: «محمد تقی خان مردی است شجاع و بافراست و زرنگ علاوه بر اینکه خیال‌ دارد ایلات بختیاری را که دائم در حرکتند در دهات سکنی دهد و آنها را بزندگی‌ زراعتی آشنا سازد میل دارد که مابین ولایت خود و هندوستان تجارت دایر نماید» حسینقلی خان ایلخانی کل بختیاری برگردیم سر مطلب:در خلالیکه محمد تقی خان چهارلنگ دوران جنگ‌ و گریز را با معتمد الدوله میگذرانید کلبعلی خان که خدمات شایان توجهی بمنوچهر خان‌ معتمد الدوله در راه دستگیری محمد تقی خان و عبور سپاهیان او از زردکوه بختیاری‌ نموده بود در قسمت عمده‌ای از خاک بختیاری حکومت داشت و چند سالی از ریاست او و پسرش ابدال خان نگذشته بود که پسران جعفر قلیخان برادرش پا بر شد گذاشته بودند و زمزمه احقاق حق مینمودند ولی کلبعلی خان با آنهمه مهر و علاقه‌ای که به جعفر قلیخان‌ برادر مقتول خود داشت برادرزادگان را چندان طرف میل قرار نمیداد و حتی بوضع‌ زندگی آنها هم که تحت سرپرستی او قرار داشتند توجهی نمیکرد زیرا از یکطرف لذت‌ ریاست و حکومت و از طرف دیگر سعادت و آتیه پسرش ابدال خان او را در موقعیتی قرار داده بود که آنهمه علاقه برادر را در مورد فرزندانش نادیده بگیرد گذشته از اینها خیلی هم خسیس و ممسک بود و داستانی در اینمورد بر سر زبانهاست که علاوه بر جنبهء شوخی‌ و لطافت دلیل قاطعی برخست طبع او تواند بود باینقرار: حاج محمد رضا خان ریاحی چالشتری(چالشتر قریه‌ای است در سه کیلومتری‌ شهر کرد چهار محال)در آنموقع که کلبعلی خان تازه در پشتکوه بختیاری نفوذی پیدا کرده‌ بود حکومت چهار محال را داشت که در واقع بیشتر دهات آنهم متعلق بخود او بوده و یکی‌ از متمولین و ملاکین بنام عصر خود بشمار می‌آمد و روی اصل تمول و قدرتی که داشت‌ دشمن سرسخت بختیاریان بود و نمیگذاشت بهیچ عنوان از پشتکوه بختیاری بچهار محال قدم بگذارند و در دهات شخصی او رخنه نمایند ولی با کلبعلی خان که شخصیتی داشت‌ و در همسایگی او لوای قدرت را برافراشته بود ناچار طرح دوستی انداخت و با او باب مماشات‌ و رفت‌وآمد را باز نمود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.