Skip to main content
فهرست مقالات

سیری در دیوان صائب

نویسنده:

(10 صفحه - از 756 تا 765)

کلید واژه های ماشینی : صائب ،غزل ،شاعر ،اصفهان ،شعر ،نصرآبادی ،سبک ،طالب آملی ،تخلص ،هندی ،آذر ،سیری در دیوان صائب ،تبریز ،حکیم ،سخن ،خاک ،شاه ،عرفی ،نظیری نیشابوری و طالب آملی ،نظیری نیشابوری ،غزل از طالب آملی ،غزل صائب ،ظهوری ،معاصر ،طرز صائب و خصائص شعری ،اشعار صائب بدو غزل ،نظیری نیشابوری و ظهوری ترشیزی ،خاک طالب آمل ،صائب میرزا محمد طاهر نصرآبادی ،صائب کسی برتبهء شعرم

خلاصه ماشینی:

"شعر اینست: این جواب آنغزل صائب که شیدا گفته است‌ گر تو جویا طالبی مطلوب بی‌همتا طلب (4)-امیر-میرزا جلال الدین فرزند میرزا مؤمن شهرستانی داماد شاه عباس بزرگ‌ بوده و در اثر اعتیاد بشرب مدام در جوزی درگذشته(نصرآبادی صفحه 95 و 96) (5)-حالتی ترکمان:قاسم بیک از طایفه ترکمانیه است نشوو نمایش در تهران و معاصر شاه طهماسب صفوی بوده است(آتشکده آذر) شاپور تهرانی‌1فیضی دکنی‌2هر کدام یکغزل استقبال کرده و غیر از آنها از شعرای‌ دیگری همچون والهی‌3-ملک-غافل-ناصح-نصرت-ودود-نوعی(خبوشانی) رهی-میر فصیح-سید یزدی و سعیدا نیز نامبرده و باستقبال آنها رفته است(متأسفانه‌ شرح احوال غالب آنها بر نویسنده مجهول است)-در میان شعرائی که نامبردیم طالب‌ آملی بیش از دیگران مورد توجه صائب قرار گرفته و او را عندلیب باغ آمل و طوطی‌ خوش‌حرف آمل خوانده است آنجا که گوید: عمرها رفت و صبا از ناز کیهای سخن‌ گل ز خاک طالب آمل بدامن میبرد و جای دیگر: هر که چون صائب بطرز تازه دیرین آشناست‌ دم بذوق عندلیب باغ آمل میزند و باز گوید: بز نیابد شور صائب از شکرزار سخن‌ تا زبان طوطی خوش‌حرف آمل بسته‌اند در بیت اخیر و همچنین در جای دیگر از فقدان شاعر آتشین‌گفتاری چون‌ وی تأسف خورده و می‌گوید: طالب آمل گذشت و طبعها افسرده شد کز چه رو آن آتشین‌گفتار در عالم نماند صائب گاهی در مقام مفاخرت برآمده و چنانکه شیوهء شعر است بطریق‌ ارجوزه این ابیات را سروده است: (1)-شاپور-از اولاد مولانا امیدی تهرانی اول فریبی تخلص میکرده آخر باسم‌ تخلص نموده دو بار بهند رفته و از دولت سلطان سلیم و امرای او خصوصا میرزا جعفر خان‌ آصف خان قزوینی رتبه مصاجت یافته و با نعامات سرافراز و بعد از مراجعت بوطن بدار البقا شتافته(آتشکده آذر)وی همشیره‌زادهء امیدی تهرانی است(نصرآبادی-صفحه 237) (3)-فیض دکنی-ابو الفیض پسر شیخ مبارک برادر بزرگ شیخ ابو الفضل دکنی است‌ که صدر الصدور اکبر شاه گورانی بوده در 1040 در لاهور وفات یافته(مجمع الفصحاء) (2)-والهی-دو شاعر باین نام سراغ داریم یکی معاصر با بر میرزا که بنا بقول‌ امیر علیشیر نوائی در مجالس النفائس قصیدهء بمدح او دارد و شاعر دیگر معاصر سلطان حسین میرزا بایقرا و از ملازمان او بوده است(مجالس النفائس صفحه 40 و 262) بطرز تازه صائب داغ سازم نکته‌سنجان را عجب دارم کز آمل چونتو خوش‌گفتار برخیزد بطرز تازه قسم یاد می‌کنم صائب‌ که جای طالب آمل در اصفهان پیداست اما جای دیگر از اینکه سخنش مورد ایراد طالب آملی واقع نمیشود بر خویش‌ بسنده دانسته و می‌گوید: صائب همین بس است که در سلک شاعران‌ طالب نمی‌کند بسخنهای من گرفت- بعد از طالب آملی،صائب نسبت به نظیری نیشابوری و ظهوری ترشیزی توجهی‌ دارد و در مورد ظهوری گوید: صائب نداشتیم سر و برگ این سخن‌ این فیض از کلام ظهوری بما رسید جای دیگر در مقام مفاخره اینطور بیان میکند: بلبل خوشنوای نیشابور خجل از طبع بی‌نظیر من است صائب ضمن مفاخره،عرفی شیرازی،نظیری نیشابوری و طالب آملی را در ترازوی قیاس نهاده و نظیری را بر عرفی ترجیح داده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.