Skip to main content
فهرست مقالات

بیاد صائب بزرگوار که می گفت: ستاره سوختگان قدردان یکدیگرند

شاعر:

(1 صفحه - از 994 تا 994)

خلاصه ماشینی:

"همچنانکه مجلهء وحید در راه تشیید روابط فرهنگی و معنوی بین دو کشور دوست و برادر(ایران و افغان)اهتمام دارد. برادران افغانی و شعرا و نویسندگان آن دیار نیز با این نشرهء علمی و ادبی سرارادت خاص دارند و با ارسال شعر و مقاله ما را کمک و یاری میفرمایند. اثر تاگور فیلسوف هندی‌ ترجمه بشعر از محمد عثمان صدقی «دعا» آنجا که ترس سایه فکن نیست بر ضمیر و آنجا که سر خمیده نبینی در انجمن‌ آنجا که دانش است بآزادگی قرین‌ وز کوه صدق گشته روان چشمهء سخن *** آنجا که نیست جامعه معروض انشقاق‌ آنجا که تنگ چشمی مردم بود محال‌ اندر تلاش کعبهء آمال سعی‌ها بگشاده بال تا که بپویدره کمال *** آنجا که جویبار درخشندهء خرد در ریگزار غم نشود گم زراه راست‌ وندر فضای توسعه‌افزا ضمیرها پیوسته سوی فکر و عمل نیک رهنماست‌ در آنچنان بهشت پر آزادی ای خدا بیدار ساز کشور خوابیدهء مرا بیاد صائب بزرگوار که می‌گفت: ستاره سوختگان قدردان یکدیگرند خیزید و دو سه جام دلاویز بیارید جام از می‌و میخانهء تبریز بیارید شعری بمن از صائب شوریده بخوانید یاد سخنان شکرآمیز بیارید شیرین دهنان خسروی آهنگ سرائید گلگون روشان یاد زشبدیز بیارید خوبان بخرامید و قیامت بسر ما زان قامت و بالای بلاخیز بیارید باری بنوازید دل بی‌سر و پا را از جام سپاهان می‌گلریز بیارید دامن بزنید اخگر خاموش«ضیا»را آبی که کند آتش وی تیز بیارید پائیز سال 1345 خورشیدی در عرض راه شیراز و اصفهان سروده شد ضیاء قاری‌زاده شاعر افغانی"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.