Skip to main content
فهرست مقالات

یک روز در زندگانی خیام

شاعر:

(4 صفحه - از 125 تا 128)

خلاصه ماشینی:

"10 من هیچ ندانم که مرا آن‌که سرشت‌ از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت‌ رودی و بتی و باده‌ئی بر لب کشت‌ این هر سه مرا نقدو تو را نسیه بهشت خوش است چمنی خرم و دوردست آنجا که کشتزار به بیابان میپیوندد و نام سلطان‌ و غلام فراموش شده است. 18 هر سبزه که بر کنار جوئی رسته است‌ گوئی ز خط فرشته‌خوئی رسته است‌ پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی‌ کان سبزه ز خاک ماهروئی رسته است همچنین این گیاه که جان نو گرفته است و رنگ لطیفش کناره این نهر را که ما پهلوی‌ آن آرمیده‌ایم سبزپوش کرده است هان بر آن به نرمی تکیه کن،زیرا چه کسی میداند این‌ سبزه از کدام لبی که روزگاری زیبا بود میروید؟ 19 ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم‌ و این یک دم عمر را غنیمت شمریم‌ فردا که از این دیر فنا درگذریم‌ با هفت هزار سالکان همسفریم آه‌ای محبوب من جام می‌را پر کن زیرا این‌جام امروز را از افسوسهای گذشته‌ و ترسهای آینده پاک میکند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.