Skip to main content
فهرست مقالات

چرا فلسفه می آموزیم؟

نویسنده:

(14 صفحه - از 23 تا 36)

کلیدواژه ها : فلسفه ،سوفسطاییان ،متکلمان ،پوزیتیویست‌ها

کلید واژه های ماشینی : فلسفه ،سوفسطایی ،سوفسطاییان ،فیلسوف ،سقراط ،مخالفت ،افلاطون ،علم ،دکارت ،عالم اسلام مخالفت فقیهان ،تفکر ،وضع ،حقیقت ،زبان ،فلسفه افلاطون ،صدق ،عالم اسلامی ،احکام ،درک ،فهم ،فلسفه دکارت فلسفه عالم ،فلسفه دکارت ،تکنیک ،فلسفه جدید ،جهان ،سخن ،مخالفت سوفسطایی ،سوفسطاییان مدافع درک همگانی ،فلسفه ضد فلسفه ،نام فلسفه

دشمنان فلسفه دو دسته‌اند: سیاست‌مداران مدافع وضع موجود و سوفسطاییان مدافع درک همگانی. اکنون گروهی از سوفسطاییان طرفدار سنت و سیاست‌اند و گروهی به نام فلسفه ضد فلسفه را ترویج می‌کنند. در عالم اسلام مخالفت فقیهان و متکلمان با فلسفه منجر به سازگاری بیشتر فلسفه با اسلام شد. در غرب علم‌گرایان با بی‌مهری به فلسفه نگریسته و آن‌را امری بی‌فایده می‌خوانند حال آنکه ریشه خودشان و تمدن امروز در فلسفه جدید بعد از دکارت رشد و نمو پیدا کرده است.

خلاصه ماشینی:

"افلاطون گفت فیلسوفان باید حاکم باشند و فرانسیس بیکن و سن‌سیمون طرح حکومت علم و عالمان را درانداختند و مگر در عصر ما اداره امور کشور بدون اقتصاددان و مهندس و پژوهشگر و به طور کلی دانشمند راه به جایی می‌برد؟ آیا علم جای فلسفه را گرفته است؟ ظاهرا به نظر می‌رسد که چنین باشد اما علم از کجا آمده است؟ و با فلسفه چه نسبت دارد؟ یک رأی این است که فلسفه مجموعه سخنان درست و نادرست است که مورد پژوهش قرار می‌گیرد و آنچه در پژوهش تأیید شد عنوان و صفت علمی پیدا می‌کند و هر چه اثبات نشد در قلمرو فلسفه باقی می‌ماند. گروهی هم که بیشتر اهل تاریخ فلسفه‌اند مفتون آزادی‌بخشی و راهگشایی فلسفه شده‌اند و حکایت آن‌را بازمی‌گویند؛ اما گروه سوم که وارث عنصر محدودکننده فلسفه‌اند گرچه گاهی نام آزادی و انسان را بر زبان دارند و دعوی‌شان محدود کردن داعیه‌های بیهوده فلاسفه است، وجود و امکانات تفکر و عمل بشر و ادراک او را تا حد مسائل عادی زندگی و درک عرفی و همگانی پایین می‌آورند، گویی بشر لازم نیست که به آینده فکر کند و نیاز به تفکر ندارد بلکه مشغولیت‌های فکری برای او کافی است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.