Skip to main content
فهرست مقالات

شراب شرم

شاعر:

(1 صفحه - از 1073 تا 1073)

خلاصه ماشینی:

"همای گو مفکن سایه شرف هرگز در آن دیار که طوطی کم از زغن باشد و اگر توانایی و ابزار کار بایسته برایش فراهم می‌بود؛می‌توانست کارهای بزرگی‌ را دربارهء فرهنگ و بیداری مردم این سامان انجام دهد! با اینهمه؛تا دم برمی‌آورد؛با همهء رنجهایی که داشت اندیشهء ایران از مغزش دور نمی‌گشت. چنانکه در گوشهء یکی از یادداشتهای می‌نویسد: «با فشار زمانه باید ساخت و بخلاف عقیده نباید بود بزیان ایران. از رنج زمانه برآسود و هم‌پرواز با فرشتگان آسمانی گشت. خدایش بیامرزاد، *** احمد نیک‌طلب«یاور همدانی» «شراب شرم» سراپا ناز من-در خلوت دوش‌ مرا یاد تو با جان شد هم‌آغوش‌ ز چشم شب-شراب شرم میریخت‌ بجادو-نرگس مست تو مدهوش‌ شب موی تو بود و دیده من‌ اسیر جلوه صبح بناگوش‌ امید تشنه دشت جنون است‌ لب لعل تو ای سرچشمه نوش‌ ز چشمت تا چو اشک افتادم ایدوست‌ ز چشم روزگارانم فراموش‌ بنا مردم؛متاع مردمی را خدا را-گر خریدارند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.