Skip to main content
فهرست مقالات

نگاه: زنده باد داود خطر (به بهانه بزرگداشت بهرام عظیمی در فرهنگسرای دانشجو)

ناقد:

(1 صفحه - از 21 تا 21)

خلاصه ماشینی:

"3. از تمام پانل‌های آموزشی که در راهروی‌ دانشگاه نصب شده بود جفت و بستش هم محکم‌ بود،تنها یکی را باز گذاشته بودند برای حرف و حدیث‌های دانشجویی. این گروه با لباس‌های یکدست و چهره‌های جذاب به همراه یک رهبر ارکست که‌ کاراکتری فرنگی داشت و یک پیانیست با (به تصویر صفحه مراجعه شود) کلاس‌تر،بار تمام ناکارآمدی دانشگاه را می‌کشید و به‌طور غیر مستقیم تداعی‌کننده این نکته بودند که در این‌جا مشکلی که وجود ندارد هیچ،بلکه از سرخوشی،فعالیت‌های جانبی هم انجام می‌پذیرد. من که از این برخورد دوگانه در مانده شده بودم، پرسیدم:ببخشید مگر چیزی شده؟ با لبخندی که رضایت و نارضایتی را باهم داشت‌ گفت:قبل از شما این‌جا دست یک دانشجوی هنر بود،ببینید زندگی‌ام را به چه روزی انداخته؟پشت‌ دستم را داغ کرده‌ام که به هنری جماعت خانه ندهم، پرسیدم:ببخشید نام مستاجر قبلی شما چه بود؟ گفت:آقای عظیمی،همانی که دماغی عقابی دارد و موهایش زرد است و چشم‌هایش..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.