Skip to main content
فهرست مقالات

نگاه: آقا نقاشی

نویسنده:

(1 صفحه - از 3 تا 3)

کلید واژه های ماشینی : نقاشی، آقا نقاشی، روح‌الله، آرزوی، نگاه، نگاه آقا نقاشی، گاری‌دستی، آب، معلم، خوب، فکر، تحقیق، روح‌الله نقاشی، می‌خواهم نقاش، خانم عارف‌نیا، هیچ‌وقت، مدرسه، آقا معلم خوب، دلم می‌خواست نقاش، گاری‌دستی جدید نقاشی، زندگی، آرزوی نقاش، هیچ‌وقت بیکار، روح‌الله بچه‌ها، خانم عارف‌نیا معلم، حالا، هیچ‌وقت خالی، مثل گاری‌دستی، هیچ‌وقت بچه، گاری‌های دستی

خلاصه ماشینی: "اما من خواندن نمی‌دانستم،فقط به نقاشی‌ها نگاه می‌کردم و دلم می‌خواست مثل روح الله نقاش شوم. روح الله بچه‌ها را دوست نداشت و شاید به همین خاطر بود که خدا به عمه‌ مروارید هیچ‌وقت بچه نداد. )روح الله روی گاری‌های دستی همیشه یک‌ نقاشی می‌کشید که خیلی قشنگ بود،کوه‌هایی که نوکشان‌ برف نشسته بود. چشم‌هایم را بستم و فکر کردم مگر من چه کار بدی‌ کرده بودم،فقط می‌خواستم به روح الله بگویم:«روح الله من‌ هم دوست دارم وقتی که بزرگ شدم نقاش شوم. حالا پدرم تنها در شهرستان در خانه‌ی‌ کوچکش که دیگر خارج از محدوده نیست،نشسته است و برادرانم هریک در گوشه‌ای به زندگی خود مشغولند و من‌ انگار در این اتاق کوچک اجاره‌ای با همان جوجه کلاغ زشت‌ زندگی می‌کنم. هر وقت می‌خواهم‌ بنویسم فکری مانع می‌شود،تمرکزم را به هم می‌ریزد،و من‌ یک ورقه‌ی مچاله شده دیگر به گوشه اتاقم پرتاپ می‌کنم،و سیگار دیگری روشن می‌شود گاهی اوقات فکر می‌کنم،هنوز خیلی از بچه‌های ما خارج از محدوده زندگی می‌کنند،خیلی‌ از بچه‌ها مثل بچگی‌های من سه آرزو دارند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.