Skip to main content
فهرست مقالات

به رود می مانست

معرف:

(1 صفحه - از 4 تا 4)

خلاصه ماشینی:

"استاد تقریبا هیچ کس را کاملا تأیید نمی‌کرد،به نظر می‌رسید که تلاش‌های ما را به هیچ‌ می‌انگاشت،چون عملا خود بسیار پرکار بود و در این راه بسیار سختی کشیده بود،از زمان‌ چاپ‌های نسل قدیم،فیلم لیت و تصاویر کنتراست و میزامپاژهایی که امروزه به هیچ عنوان از آن‌ها خبری نیست. بیشتر وقت‌ها با«قصه این بود!»و یا«اصلا قرار نبود قصه این باشد» قسمت‌هایی از تاریخ معاصر نقاشی و گرافیک ایران را بازگو می‌کرد و و همیشه به صورت قصه‌ تعریف می‌شد. عشق و علاقه‌اش به فرهنگ و هنر ایران آن‌قدر زیاد بود که هیچ‌گاه جز در حیطه گرافیک فرهنگی و هنری کار نکرد و نامش با اسطوره‌های فرهنگ و هنر معاصر گره خورد و روزهای آخر قامتش خمیده و چهره‌اش زرد و رنجور شده بود و برای ما شاگردانش قدیمش‌ بسیار سخت بود که استاد را این‌گونه ببینیم،موزه‌اش ماندگار است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.